آبی لاجوردی
امام زماندر بین برخی از مردم این مطلب زیاد مطرح می‌شود که حضرت مهدی(عج) پس از ظهور دین جدیدی را عرضه می‌کند، در حالی که می‌دانیم مطابق نص صریح قرآن، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) خاتم انبیا و دین او خاتم ادیان است. همچنین برخی دعاها و روایات بیانگر آن سات که امام مهدی(عج) احیا کننده شریعت جدش رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله) است. در سخنی از رسول ‌خدا(صلی الله علیه و آله) آمده است: «قائم از اولاد من است، اسم او همنام من و کنیه او همانند کنیه من و شمایل او همانند شمایل من و سنت او همان سنت من است. مردم را بر ملت و شریعت من برپا می‌دارد و آنان را به کتاب خدا دعوت می‌کند».(1)

 

تحولی جدید در حکومت امام مهدی(عج)

طبیعت هر نهضت و قیامی تجدید نظر در برنامه‌های گذشته و پیاده کردن امری جدید است. به عبارتی نوآوری از ارکان اصلی هر نهضتی است؛ اگرچه اصول آن نهضت از زمان‌های گذشته بوده باشد، ولی از آنجا که با مرور زمان پایه‌های آن سست شده و در آن‌ها تغییر و تحولی به وجود می‌آید، به جهت دگرگونی، وضعیت موجود، انقلاب و قیامی انجام می‌گیرد. هر چه دایره این انقلاب بیشتر باشد، دگرگونی و تحول در آن بیشتر خواهد بود.

قیام امام مهدی(عج) با اهداف والایی که دارد همچون عدالت‌گستری و پیاده کردن اسلام در تمام ابعاد آن و در سطح کل جوامع، دگرگونی و تحولی عظیم در تمامی زمینه‌‌ها به خصوص معارف و قوانین اسلام را به دنبال خواهد داشت. در روایات عناوینی همچون «امر جدید»، «سنت جدید»، «قضاوت جدید»، «سلطه جدید» و «دعوت جدید» به چشم می‌خورد که ممکن است در ابتدای امر برای برخی ایجاد شبهه یا سۆال کند که مقصود از جدید در این موارد چیست؟

 

امر جدید

مقصود از امر جدید می‌تواند طلب باشد که شامل طلب فعل و طلب ترک است و در نتیجه شامل احکام می‌شود؛ یعنی از آنجا که حضرت به واقع حکم می‌کند، طبیعی است که حضرت امر جدیدی آورد؛ اگرچه از اصول اصیل اسلام تخطی نمی‌کند. همچنین ممکن است مقصود ار امر، روش و برنامه فکری و عقیدتی جدید با روش‌های نوین باشد که در برخی روایات به آن اشاره شده است. ضمن اینکه می‌تواند مقصود از امر، امارت و خلافت حضرت با سایر خلافت‌ها فرق می‌کند؛ بنابراین نسبت به آن‌ها جدید است.

قیام امام مهدی(عج) با اهداف والایی که دارد همچون عدالت‌گستری و پیاده کردن اسلام در تمام ابعاد آن و در سطح کل جوامع، دگرگونی و تحولی عظیم در تمامی زمینه‌‌ها به خصوص معارف و قوانین اسلام را به دنبال خواهد داشت

سنت جدید

در برخی روایات آمده است که امام مهدی(عج) سنت جدیدی در عصر حکومت خود دارند. از آن جهت که حضرت از طرفی به واقع حکم می‌کنند و نیز حکومت او در سطح جهانی و گسترده است و بشر نیز در عصر ظهور به پیشرفت عقلانی رسیده است؛ از این رو روش حکومتی و اسلوب خاصی در حکومت‌داری دارد که با روش‌های دیگر فرق می‌کند؛ اگرچه نسبت به اصول و چهارچوب احکام اسلامی با سنت رسول‌ خدا(صلی الله علیه و آله) فرقی ندارد و تنها در اسلوب و روش با یکدیگر مغایر است.

ممکن است مقصود از سنت جدید آن باشد که سنت جدید آن باشد که سنت و روش حکومتی حضرت نسبت به روش‌های مردمی که قبل از حکومت حضرت است، جدید به حساب می‌آید.

 

قضاوت جدید

در برخی روایات نیز تعبیر «قضاء جدید» یعنی حکم و قضاوت جدید به چشم می‌خورد. در اینکه مقصود از آن چیست، چند احتمال وجود دارد:

ممکن است مقصود خطوط جدید با برنامه‌های بسیار پیشرفته برای بشر در عصر ظهور باشد. همچنین ممکن است احتمال دیگر اینکه حضرت اسلوب جدید در قضاوت و فصل خصومت میام مردم دارد؛ همان‌گونه که در روایات اشاره شده است که حضرت به حکم حضرت داوود(علیه السلام) عمل کرده و درخواست بینه و دو شاهد عادل نمی‌کند.

ممکن است مقصود از سنت جدید آن باشد که سنت جدید آن باشد که سنت و روش حکومتی حضرت نسبت به روش‌های مردمی که قبل از حکومت حضرت است، جدید به حساب می‌آید

سلطه جدید

اینکه مقصود از سلطه جدید چیست، احتمالاتی وجود دارد: ممکن است مقصود از آن اسلوب و روش جدید در اداره حکومت و شۆون مجتمع باشد که بشر شبیه آن را در هیچ نوع حکومت و دوستی ندیده است؛ زیرا حکومتی است اسلامی به تمام معنا و مطابق با پیشرفت تمدن بشری. همچنین می‌تواند مقصود از آن سلطنتی باشد که نسبت به سلطنت‌ها و حکومت‌های سابق جدید است، ولی تجدید کننده حکومت و سلطنت رسول‌ خدا(صلی الله علیه و آله) در عصر خلافتش می‌باشد.

 

دعوت جدید

در برخی روایات تعبیر «دعاءجدید» یعنی دعوت جدید آمده است. در این عنوان نیز احتمالاتی وجود دارد، همچون اینکه مقصود دعوت به مجموعه برنامه و قوانینی است که جدید است و این مقتضای جهانی بودن حکومت حضرت است. از آنجا که امامان قبل از حضرت مهدی(عج) قیام عمومی و در سطح گسترده نداشتند؛ از این رو دعوت حضرت به برپایی عدل و توحید در سطح جهانی، دعوتی جدید از ناحیه اهل‌بیت(علیهم السلام) است.(2)

 

پی‌نوشت:

1. بحارالانوار، ج 51، ص 73.

2. ر.ک: رضوانی، حکومت حضرت مهدی(عج) در عصر ظهور،ص56 – 52.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امام زمان

آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى

انسان، عُصاره ی عُصاراتِ كائنات است. انبیا و اولیا، عصاره ی انسان وانسانیتند. ومهدى(علیه السلام)، عصاره انبیا و اولیاست. این است كه میان او و پیامبران  بجز امر (غیبت)- شباهتهاى دیگرى نیز هست، و پاره اى از ویژگی هاى پیامبران در مهدى (علیه السلام) متجلّى است.

رى، مهدى، ولى اعظم، و سرّ اكبر است. او ذخیره الهى، وبقیةُ الله، وخلاصه تجلّیات گذشته است. اگر ذخایر وامكانات پیامبران سَلَف، در نزد او باشد، اگر همه اسرار جهان پیش او مكشوف بوَد، اگر ودایع اولیا در خدمت او گرد ید، همه درست است و به جا. در احادیث، خصوصیاتى از پیامبران یاد شده است، كه در قائم آل محمد(صلى الله علیه وله وسلم) هست:

از حضرت آدم (علیه السلام)ـ طول عمر.

از حضرت نوح(علیه السلام)  ـ طول عمر.

از حضرت ابراهیم(علیه السلام) ـ پنهان بودن ولادت و دورى از مردم.

از حضرت موسى(علیه السلام) ـ پنهان بودن ولادت و غیبت از قوم، هیبت و شكوهمندى.

از حضرت یوسف(علیه السلام)ـ زیبایى، جود، حضور در میانِ مردم و شناخته نشدن.

چنانكه براردان یوسف(علیه السلام) او را مى دیدند و نمى شناختند، تا آنكه خویش را معرفى كرد.

از حضرت صالح(علیه السلام)  ـ غیبت از قوم.

از حضرت داود(علیه السلام) ـ قضاوت كردن به حكم داودى.

احكام داودى معروف است. حضرت داود(علیه السلام) بر طبق علم خود به واقع، حكم مى كرد، ومنتظر بیّنه وشاهد نمى ماند.

از حضرت سلیمان(علیه السلام)  ـ جهاندارى و حشمت سلیمانى.

از حضرت ایوب(علیه السلام)  ـ برخوردارى از فرج و گشایش پس از گرفتارى.

كمالِ واقعى انسان، در شناخت حقایق عالم است، و شناخت چگونگى وجود، و فیض وجود، و وسایط فیض، و مقامات آنان، و چگونگى و ظرایف دیگر امور و احوال عالم امر وخلق. نباید از شناخت این معارف و تحصیل یقین به آنها غافل بود. نباید از ادعیه و زیارات غفلت داشت، و از محتواى عمیق آنها بى خبر ماند. و نباید تنها به خواندن سطحى این اوراق نورانى، و این سطور روحانى، بسنده كرد

حضرت ایوب(علیه السلام) پس از مدتها گرفتارى وابتلا، به فرج و سودگى و گشایش رسید. مهدى (علیه السلام) نیز، پس از هجوم عباسیان به خانه پدرى آن امام، به آوارگى و دورى از یاران ودوستان مجبور گشت، و سپس طبق حكمت الهى از نظرها غایب شد و این غیبت به درازا كشید. او نیز چونان حضرت ایوب به فرج و گشایش و سودگى خواهد رسید. و فرج او، فرج مۆمنان و مستضعفان و بر حقان است.

از حضرت یونس(علیه السلام) ـ رجوع به میان مردم، پس از غیبت، در هیئتِ جوانان.

از حضرت عیسى(علیه السلام) ـ نورانیت، مورد اختلاف قرار گرفتن احوال شخصى.

از حضرت محمد (صلى الله علیه وله وسلم)  ـ انقلاب خونین و خروج با شمشیر و در هم كوبیدنِ جبّاران.

همچنین دیگر علوم و اسرار انبیا و اولیا و بزرگان در نزد مهدی است: اسماء شیثى، وعلوم هِرمِسى، واذكار یونسى، و...

در صلَوات منسوب به حكیم قُدّوسى، خواجه نصیرُ الدّینِ طوسى، حضرت مهدى(علیه السلام)، با ویژگیهاى پدران خویش نیز، توصیف شده است:

اَللّهُمَّ! صَلِّ وسَلِّمْ، وَزِدْ وبارِكْ، على: صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبَویة، والصَّولَةِ الحیدریة، والعِصمَةِ الفاطمیة، والحِلمِ الحَسَنیة، والشّجاعةِ الحسینیة، والعِبادةِ السَّجّادیة، والمَئِرِ الباقریة، والثارِ الجَعفریة، والعُلومِ الكاظمیة، والحُجَجِ الرَّضویة، والجُودِ التَّقَویة، والنَّقاوَةِ النَّقَویة، والهَیبةِ العَسكَریة، والغیبة اللهیة، القائمِ بالحَقّ، والدّاعى اِلَى الصّدقِ المطلق، كلمةِ الله، وامانِ الله، وحجّةِ الله، القائمِ بامرِ الله، المُقْسِطِ لِدینِ الله، الغالبِ لِاَمرِ الله، والذّابِّ عن حَرَمِ الله، اِمامِ السِّرِّ والعَلَن، دافِعِ الكَربِ والمِحَن، صاحبِ الجودِ والمِنَن، الامامِ بِالحقّ، ابی القاسم محمّدِ بنِ الحَسن، صاحبِ العَصرِ والزَّمان، و قاطِعِ البُرهان، و خلیفةِ الرَّحمان، و شریكِ القُرن، و مُظهرِ الایمان، و سیدِ الاِنس والجانّ، صلَواتُ اللهِ وسلامُه علَیه وعلیهِم اَجمَعین.

اَلصَّلاةُ والسَّلامُ علَیك، یا وَصى الحَسن، والخَلَفَ الصّالِح، یا امامَ زمانِنا، اَیها القائمُ المنتظَرُ المَهدىّ، یا بنَ رسولِ الله، یا بنَ امیرِ المۆمنین، یا امامَ المسلمین! یا حُجَّة اللهِ على خَلقِه! یا سیدَنا ومولانا! اِنّا تَوَجَّهْنا، واسْتَشْفَعْنا، وتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى الله، وقَدَّمناكَ بَینَ یدَى حاجاتِنا، فى الدُّنیا والخرة، یا وجیهاً عندَالله، اِشْفَع لَنا عِندَ الله- عَزَّوّجَلّ.

امام زمان

 - بار خدایا! رحمتهاى پیاپى فرست، و درودهاى خجسته خویش ارزانى دار، بر امام بزرگوارى كه صاحب دعوت محمدى است، و صولت حیدرى، و عصمت فاطمى، و حلم حسنى، و شجاعت حسینى، و عبادت سجادى، و مفاخر باقرى، و ثار جعفرى، و علوم كاظمى، و حُجَج رضوى، و جود تقوى، و نقاوت نقوى،و هیبت عسكرى، و غیبت الهى است.

نقاوت: پاكى و پاكیزگى، مطهّر بودن آن قائم به حق، و درفش افراز صدق مطلق، كلمه خدایى، و امان الهى، و حجّت ربانى، برپاى دارنده امر خداى، و گسترنده یین عدل خداى، و پیروز گرداننده حكم خداى، و پاسدارنده ناموس خداى، امام آشکارا و نهان، برطرف سازنده گرفتاری ها و اندوه ها، صاحب جود و بخشش و احسان، امام بر حق، ابوالقاسم محمد بن الحسن، صاحب عصر و زمان، روشن كننده حق و برهان، خلیفه خداى رحمان، عِدْل و انباز قرن، آشكارساز مظاهر ایمان، و مهتر آدمیان و پریان. رحمت ها و درود هاى خدایى بر او باد و بر همه نیاكان پاك او.

درود ورحمت وسلام وتحیت بر تو باد! اى وصى حسن عسكرى، و اى جانشین شایسته شایستگان، اى امام زمان، اى مهدى قائم منتظران، اى زاده ختم رسولان،، اى فرزند امیر مۆمنان، اى امام مسلمانان، اى حجّت خدا در میان مردمان، اى سرور ما، اى مولای ما! ما به بروى تو، روى به درگاه خدا آوردیم، وتو را نزد خداى شفیع ساختیم، وبه اعتبار منزلت تو، حاجات دو جهان خویش طلبیدیم. اى سرافراز در نزد خدا، و اى برومند بارگاه كبریا، حاجات ما را، از خداى عزیز جلیل، تو طلب كن، وبروردِ آنها را تو بخواه.

حضرت ایوب(علیه السلام) پس از مدتها گرفتارى وابتلا، به فرج و آسودگى و گشایش رسید. مهدى (علیه السلام) نیز، پس از هجوم عباسیان به خانه پدرى آن امام، به آوارگى و دورى از یاران ودوستان مجبور گشت، و سپس طبق حكمت الهى از نظرها غایب شد و این غیبت به درازا كشید. او نیز چونان حضرت ایوب به فرج و گشایش و آسودگى خواهد رسید. و فرج او، فرج مۆمنان و مستضعفان و بر حقان است

بارى، صلَواتِ خواجه نصیر را، به عنوان توسُّل، وبه طریق (خُتومات) مى خوانند. البته، در مقام توسل، به ساحتِ مقدس حضرت حُجَّتِ بن الحَسن المهدى(علیه السلام)، زیارت هاى چندى رسیده است، از جمله زیارتِ (رَبّانى یات).

همچنین در مقام نیایش وتوجه به درگاه خداوند متعال، وطلب خیرات معنوى وتوفیقات كلى، به وسیله مقام ولایت نیز، دعاهایى بس ارجمند رسیده است، از جمله، دعاى پس از زیارتِ (رَبّانى یات)، ودعاى(عهد).

این توسُّلات و دعاها، همه و همه، توجه به درگاه كبریایى الهى است. و این انوار طاهره - كه بندگان خاص و مقرَّبِ خدا و وسایط فیض اویند- وسایل تقرُّبند به درگاه او. آنچه در این مرحله اهمیت بسیار دارد، توجه به ابعاد گوناگون دعاها وزیارت‌هاست. بُعد بسیار مهمى كه در این تعلیمات نهفته است، بعد معرفتى وشناختى آنهاست. دعاها وزیارت ها، بجز بُعد ذكر و مناجات، و درخواست حاجات، كه با خواندنِ خاشعانه دعا انجام مى پذیرد؛ و به جز بُعد توجّه و توسّل، و اظهارِ ادب و محبت، كه با خواندن مۆدّبانه زیارت محقق مى شود، شامل عظیم ترین حقایقند، در زیباترین و ساده ترین عبارات... باید در آن معانى ومضامین تأمل نمود، و آنها را با تفكر و دقت و توجه خواند، و آن معارف و مطالب را وارد نفس و قلب كرد.

كمالِ واقعى انسان، در شناخت حقایق عالم است، و شناخت چگونگى وجود، و فیض وجود، و وسایط فیض، و مقامات آنان، و چگونگى و ظرایف دیگر امور و احوال عالم امر وخلق. نباید از شناخت این معارف و تحصیل یقین به آنها غافل بود. نباید از ادعیه و زیارات غفلت داشت، و از محتواى عمیق آنها بى خبر ماند. و نباید تنها به خواندن سطحى این اوراق نورانى، و این سطور روحانى، بسنده كرد. زلالترین چشمه ساران حقایق اعلا، وپاكترین زلال ناب معارف والا، در ابعاد شناخت حقایق توحید و ولایت، و فیض و تكوین، و انعام و تقدیر، و تلطیف سرّ و تصعید روح، و دیگرِ مسائل عالى الاهیات و تدابیر، و جهان و عوامل، و همچنین حكمتِ نفسى و تربیتى، و حقایق اجتماعى و تكلیفى، و اصول سیاسى و اقدامى، و مبانى حماسى و اصلاحى، در دعاها و زیارت هاى مأثوره موج مى زند...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امام زمان عج الله تعالی فرجه

اهل سنّت، بالاتفاق، به مهدویّت معتقد هستند و به دلیل وجود روایت‌هاى متواتر، ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آخر الزمان را جزء اعتقادات قطعى خود مى‌دانند، و شیعه‌ى امامیه معتقدند، امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، فرزند امام حسن عسكرى علیه السّلام است و هم‌اكنون نیز زنده و غائب است.

در این زمینه، اهل سنت به چند گروه تقسیم مى‌شوند:

عدّه‌اى از اهل سنّت، مدعى هستند كه مهدى، همان عیسى بن مریم است و در این مورد، به خبرى واحد كه از انس بن مالك نقل شده است، استناد مى‌كنند. (1)

تعداد اندكى نیز مدعى هستند كه مهدى، از اولاد عباس ابن عبد المطلب است. آنان به خبر واحدى استناد مى‌كنند كه در كنز العمال ذكر شده است. (2)

عده‌اى نیز معتقدند، مهدى از اولاد امام حسن مجتبى علیه السّلام است، نه امام حسین علیه السّلام. (3)

گروهى مى‌گویند، پدر امام مهدى، هم نام پدر پیامبر اسلام است و چون نام پدر حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله عبد اللّه بود، پس مهدى بن حسن عسكرى علیه السّلام نمى‌تواند مهدى موعود باشد. مستند این احتمال هم خبرى است كه در كنز العمال ذكر شده است. (4)

جمعى از آنان، همانند امامیه، معتقدند كه امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از اولاد پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و فاطمه (س) است و حضرت عیسى نیز به هنگام ظهور امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به یارى او خواهد شتافت و در نماز به آن حضرت اقتدا خواهد كرد، چنان‌كه در روایت‌هاى متعدد از ام سلمه نقل شده است كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: «المهدى من عترتى من ولد فاطمه؛ (5)مهدى، از عترت من و از فرزندان فاطمه است» .

جابر بن عبد اللّه از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نقل مى‌كند كه حضرت عیسى علیه السّلام به هنگام ظهور مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزول خواهد كرد.(6)

”ٹعبد اللّه بن عمر مى‌گوید: «المهدى الذى ینزل علیه عیسى بن مریم و یصلى خلفه عیسى علیه السّلام؛ (7)

”ٹمهدى، كسى است كه عیسى بن مریم بر او نزول مى‌كند و پشت سر او نماز مى‌خواند» .

ابو القاسم محمّد فرزند حسن عسكرى فرزند على هادى فرزند محمّد جواد. . . دوازدهمین امام از ائمه‌ى دوازده‌گانه‌ى شیعه است كه به «حجت» معروف است. . . ولادت او، روز جمعه، نیمه‌ى شعبان سال ”255” ه ‍ ق است

این گروه، حدیث «مهدى، از اولاد عباس ابن عبد المطلب است» را قبول ندارد. ذهبى مى‌گوید:

تفرد به محمّد بن الولید مولى بنى هاشم و كان یضع الحدیث؛ ”(8)”این حدیث را تنها محمّد بن ولید، آزاد كرده‌ى بنى هاشم گفته است، و او جاعل حدیث بود.

البته این گروه نیز تولّد حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و غیبت او را قبول ندارند.

ابن حجر ادعا مى‌كند: «همه‌ى مسلمانان غیر از امامیه، معتقدند كه مهدى غیر از حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ چون، غیبت یك شخص، آن‌هم با این مدّت طولانى، از خوارق عادات است. . .» . (9)

در پاسخ گروه اخیر باید گفت:

اوّلا، روایات نبوى متعدّدى وجود دارد كه امامان دوازده‌گانه را با نام‌هاى آنان به‌طور روشن معرفى كرده‌اند، پس سخن او، باطل است.

از ابن عباس روایت شده كه شخصى یهودى به نام نعثل، نزد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آمد و سۆال‌هاى بسیارى را مطرح كرد. او، از اوصیا نیز پرسید.

حضرت در پاسخ فرمود: «نخستین وصىّ من على علیه السّلام و پس از او، حسن علیه السّلام و حسین علیه السّلام و امامان نه‌گانه از فرزندان اویند» . نعثل پرسید: «نام آنان چیست؟» . حضرت، نام تك‌تك امامان را تا امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شمردند. ”(10)

حضرت محمد

همچنین رسول خدا، در پاسخ جابر بن عبد اللّه انصارى كه در مورد ائمه‌ى بعد از على علیه السّلام سوال كرده بود، فرمود: «بعد از على علیه السّلام، حسن علیه السّلام و حسین علیه السّلام سروران اهل بهشت، امام هستند، سپس سید العابدین در زمان خودش، على بن حسین علیه السّلام، سپس محمّد بن على باقر علیه السّلام. تو، او را خواهى دید. وقتى او را دیدى، سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمّد صادق علیه السّلام، سپس موسى بن جعفر كاظم علیه السّلام، سپس على بن موسى رضا علیه السّلام، سپس محمّد بن على جواد علیه السّلام، سپس على بن محمّد نقى علیه السّلام، سپس حسن بن علىّ زكىّ علیه السّلام، و پس از او، قائم بالحق مهدى امت من، م ح م د بن حسن صاحب زمان علیه السّلام امام است. او، زمین را پر از قسط و عدل مى‌كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است» . (11)

ثانیا، شواهد تاریخى و گزارش‌هاى بسیارى وجود دارد كه ولادت آن حضرت و ایام كودكى او را نقل كرده‌اند. براى نمونه، چند مورد از اقوال اهل سنّت نقل مى‌شود:

”1”. حافظ سلیمان حنفى مى‌گوید:

خبر معلوم نزد محقّقان و موثقان، این است كه ولادت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در شب پانزدهم شعبان (”255”. ق) در شهر سامرا واقع شده است. (12)

”2”. خواجه محمّد پارسا، در كتاب فصل الخطاب گفته است:

یكى از اهل بیت ابو محمد بن عسكرى است كه فرزندى جز ابو القاسم كه قائم و حجت و مهدى و صاحب الزمان نامیده مى‌شود، باقى نگذاشت. او، در نیمه‌ى شعبان سال ”255” هجرى متولّد شد. مادرش، نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش، پنج سال داشت. (13)

شاید برخى از اهل سنّت همانند ابن حجر هیثمى، طولانى بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدانند، ولى باید گفت، خدایى كه قادر است عیسى بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقتدا كند و یونس را در شكم ماهى محافظت كند و یا به نوح پیامبر، نهصد و پنجاه سال عمر بدهد، آیا قدرت ندارد به مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عمر طولانى عنایت كند؟ ”‌ٹخود اهل سنت نیز به زنده بودن عیسى، خضر، صالح، و. . . معتقدند

”3. ابن خلكان در وفیات الأعیان مى‌نویسد:

ابو القاسم محمّد فرزند حسن عسكرى فرزند على هادى فرزند محمّد جواد. . . دوازدهمین امام از ائمه‌ى دوازده‌گانه‌ى شیعه است كه به «حجت» معروف است. . . ولادت او، روز جمعه، نیمه‌ى شعبان سال ”255” ه ‍ ق است. (14)

”4”. ذهبى نیز در سه كتاب از كتاب‌هایش، به ولادت امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره كرده و در كتاب العبر و در حوادث سال ”256” ه ‍ ق مى‌نویسد:

در این سال، محمّد بن حسن بن على الهادى فرزند محمّد جواد فرزند على الرضا فرزند موسى الكاظم فرزند جعفر الصادق علوى حسینى، به دنیا آمد. كنیه‌اش، ابو القاسم است و رافضیان، او را الخلف الحجة، مهدى، منتظر و صاحب الزمان مى‌نامند. و او، آخرین امام از ائمه‌ى دوازده‌گانه است. ”(15)””5”. خیر الدین زركلى (متوفى ”1396” ه ‍ ق) از علماى معاصر اهل سنّت نیز در كتاب أعلام مى‌نویسد:

او، در سامرا به دنیا آمد و هنگام وفات پدرش، پنج سال داشت و گفته شده كه در شب نیمه شعبان سال 260 به دنیا آمده و در سال 265 ه ‍ ق غایب شده است. (16)

آیة اللّه العظمى صافى (دام عزه) در كتاب مهدویت، بیش از هفتاد و هفت نفر از علماى اهل سنّت را نام مى‌برد كه هریك، به نحوى، ولادت آن حضرت را بیان كرده‌اند. (17)

بنابراین، اگر برخى از اهل سنّت مى‌گویند: «حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دنیا نیامده است.» ، ادعایى بى‌اساس است كه حتّى با گفته‌ها و نوشته‌هاى بزرگان خودشان نیز سازگار نیست.

شاید برخى از اهل سنّت همانند ابن حجر هیثمى، طولانى بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدانند، ولى باید گفت، خدایى كه قادر است عیسى بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقتدا كند و یونس را در شكم ماهى محافظت كند و یا به نوح پیامبر، نهصد و پنجاه سال عمر بدهد، آیا قدرت ندارد به مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عمر طولانى عنایت كند؟ (18) ٹخود اهل سنت نیز به زنده بودن عیسى، خضر، صالح، و. . . معتقدند.

 

پی نوشت:

1 . سنن ابن ماجه، كتاب الفتن، ح ”4ظ 29

2. كنز العمال، ج 14، ص  264، ح ”3866.

3. ابن قیم جوزى، اطنار المنیف، ص 151(به نقل از میلانى، الامام مهدى، ص 21) .

4. كنز العمال، ج 14، ص 268، ح 38678.

5 . عثمان بن سعید المقرى، السنن الواردة فی الفتن و غوائلها و الساعة و أشراطها، ج 5، ص 1ظ 57.

6 . همان، ج 6، ص 1237.

7 . نعیم بن حماد المروزى، الفتن، ج 1، ص 373.

8 . ابن حجر هیثمى، الصواعق المحرقه، ج 2، ص 478.

9 . همان، ج 2، ص 482.

10. ثقة الاسلام كلینى، اصول كافى، ترجمه‌ى سید جواد مصطفوى، ج 1.

11 . احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، تحقیق ابراهیم بهادرى، ج 1، ص 168.

12. شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع المودة، ص 179.

13. همان.

14 . ابن خلكان، وفیات الاعیان، ج 4، ص 562.

15. قایماز ذهبى، العبرفى خبر من غبر، ج 3، ص 31.

16. خیر الدین زركلى، الاعلام، ج 6، ص 80.

17 . لطف اللّه صافى گلپایگانى، امامت و مهدویت، ج 2، ص 56 .

18 . ر. ك: بحارالأنوار، ج  51، ص 99.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام زمان (عج)

از صفاتی که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، « قاصم» است. قاصم به معنی درهم شکننده است. در دعای ندبه می خوانیم:

این القاصم الشوکة المعتدین: کجاست درهم شکننده ی قدرت و جلال تجاوزگران؟

همانطور که می دانید، از زمان ظهور اسلام تا کنون، دشمنان بسیاری در پی نابودی این دین و مخالفت با آن بوده اند. در هر عصری، امام آن زمان تا آنجا که توانسته با آنان مقابله کرده است. اما در عصر امام حسن عسکری علیه السلام با شدت گرفتن این کینه توزی ها و دشمنی ها، امام دوازدهم از منظر چشم ها غایب شدند.

از روایات بسیاری که درباره ی آخرالزمان آمده است، می توان فهمید که مردم آخر الزمان دست به گریبان جنگ ها، تعدی گری ها و تجاوزات بسیاری به جان و مال و ناموس خویش هستند.

برای نمونه، از علائم قطعی ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی است. سفیانی فردی سفاک و خونریز است از نسل ابوسفیان، وی از زمان خروج تا هنگام مرگش به چنان کشتاری دست می زند که در تاریخ بشریت بی سابقه است.

امام علی علیه السلام در بیان ویژگی های سفیانی می فرمایند:

" ... آنها وارد آن شهر ( مدینه) می شوند و به قتل و كشتار و هتك حرمت و تجاور می پردازند و از میان آنها مردی پرهیزكار و مخلص پا به فرار می گذارد...." (1)

امام باقرعلیه السلام نیز می فرماید: "سفیانی و همراهانش خروج می كنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیت و آزار و قتل خاندان محمد صلی الله علیه و آله وسلم و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به كوفه می فرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت علیهم السلام را به قتل رسانده و بسیاری را به دار می آویزد"

امام باقرعلیه السلام نیز می فرماید:

"سفیانی و همراهانش خروج می كنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیت و آزار و قتل خاندان محمد صلی الله علیه و آله وسلم و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به كوفه می فرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت علیهم السلام را به قتل رسانده و بسیاری را به دار می آویزد." (2)

سفیانی یکی از خونریزان و تجاوزگرانی است که در آخرالزمان خروج می کند، همانند او بسیارند من جمله: اصهب، ابقع، دجال و ... .

شکست این جباران و تجاوزگران به دست مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  صورت می گیرد. چنانچه درباره ی عاقبت سفیانی آمده است، در کنار دریاچه ی طبریه ( نزدیک اردن) حضرت سر او را از تن جدا می کند. (3)

در ضمن بد نیست درباره ی دعای ندبه  این نکته را متذکر شویم که خواندن این دعا، علاوه بر فیوضات بسیار، تاریخ زندگی ائمه را نیز پیش چشمان تیزبین به نمایش در می آورد بنابراین خواندن این دعا را در هر زمانی به شما توصیه می کنیم.

 

پی نوشت:

1) كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص . 309.

2) بحارالانوار، ج 52 ، ص . 222.

3) الملاحم و الفتن، ص123، به نقل از موعود نامه، مقاله ی اولین نشانه.

ماهنامه فرهنگی، اعتقادی ، اجتماعی موعود

بخش مهدویت تبیان






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


انتظار

از امور اصلی و هر روزه ای که حتماً باید منتظران مهدی (عج) به آن اهمیت دهند، انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است.

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) می فرماید: خدا را، خدا را در مورد قرآن مواظب باشید مبادا دیگران از شما پیشی گیرند. [1]

در مورد شناختن مفاهیم قرآن و اجرای آن، مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است، اگر آیات عذاب، آیات رحمت، آیات عبرت، آیات سیاسی، آیات عبادی، آیات تذکّر و ... را با کمال دقت توجه کنند و هر روز بخوانند و معانی آن را در ذهن خود ترسیم نمایند، خواهند فهمید که با این کار چقدر سریع و آگاه به سوی فرج امام (عج) گام برداشته اند.

در اینجا برای اینکه هم از قرآن استفاده کرده باشیم و هم طرز استفاده را دریابیم و هم از دستورات محکم قرآن در جهت زمینه سازی برای حکومت صالحان مطلبی بدانیم به دو فراز زیر از قرآن توجه کنید.

در آیه 75 سوره نساء می خوانیم:

« وَ مَالَکُمْ لاَ تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَآءِ وَالْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ نَصِیراً؛

چرا در راه خدا و در راه نجات مستضعفین از مردان و زنان و کودکان، پیکار و مبارزه (با مستکبران) نمی کنید و در راه نجات مستضعفین که می گویند خدایا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگر است بیرون ببر و برای ما از طرف خودت سرپرست و یاور قرار بده، اقدام نمی نمایید؟ »

این آیه به ما می گوید : نباید بی تفاوت باشیم باید برای خدا و نجات مستضعفین پیکار کنیم، مستضعفانی که خدا پرستند و دنبال رهبر شایسته اند و از ستم و ستمگران ناخشنودند، چنین افراد را باید کمک کرد و نجات داد.

تعبیر به «ما لَکُم» (چرا) یک نوع استفهام انکاری است، حاکی است که حتماً باید مسلمانان در راه نجات مستضعفان، نه تنها بپاخیزند بلکه باید پیکار کنند.

مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با بیانات جذّاب و پرمحتوای خود شاگردان مکتب اسلام را به گونه ای ساخته بود که در مبارزه با دشمن کارشان چنان اوج گرفت، که طبق روایات، هفت نفر از فقرای انصار به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و عرض کردند بر اثر تهیدستی وسیله ای برای شرکت در جهاد نداریم، شما وسیله ای از شمشیر و نیزه و مرکب در اختیار ما بگذارید تا در جهاد شرکت کنیم، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چون وسیله در اختیار نداشت، جواب منفی به آنها داد، آنها به قدری ناراحت شدند که اشک در چشم هایشان حلقه زده بود، و کم کم به گریه تبدیل شد و سخت گریستند و بعدها به نام « بَکّائون » ) گریه کنندگان ) معروف شدند. آیه 92 سوره توبه در وصف این افراد مخلص نازل شد. [2]

« وَلاَ عَلَی الَّذِینَ إِذَا مَآ أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَأَجِدُ مَآأَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّواْ وَّ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ یَجِدُوا مَا یُنفِقُونَ؛

و نیز اشکالی نیست بر آنها که نزد تو (پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) آمدند که آنها را به مرکبی برای میدان جهاد سوار کنی، گفتی مرکبی که شما را بر آن سوار کنم ندارم از نزد تو بازگشتند در حالی که چشمانشان اشکبار بود، از این رو که چیزی را نداشتند تا در راه خدا انفاق کنند».

آری این چنین تعلیمات قرآن که دو نمونه اش را ذکر کردیم، اثر می بخشد فرزندان و شاگردان قرآن باید این چنین تربیت گردند تا منتظر واقعی امام زمان (علیه السلام) شوند، پس باید با قرآن مأنوس بود و این درسها را از آن آموخت. [3]

 

پی نوشت:

[1] نهج البلاغه، نامه 47

[2] مجمع البیان، جلد 5، صفحه 60، ذیل آیه فوق.

[3] توجه به نهج البلاغه نیز که می توان گفت یک کتاب انقلابی و برای زمینه سازی تحریر شده، باید مورد توجه قرار گیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام زمان

با گذشت قرن ها از آغاز اسلام و علیرغم تلاش های فراوان محققین از فقها و اهل دقت از حدیث شناسان، هنوز که هنوزست سخنان عجیب و غریبی از گوشه و کنار به گوش می رسد. این غرامت و اعجاب وقتی بیشتر می شود که توجه داشته باشیم بیش از سه دهه از استقرار حکومتی الهی در این سرزمین گذشته است و این خود فرصتی گسترده و تاکنون بی نظیر برای  تبلیغ و دریافت معارف عمیق و درست دینی فراهم آورده است.

یکی از آن سخنان بسیار عجیب که از گوشه و کنار شنیده می شود اینست که تشکیل حکومت دینی و استقرار نظام سیاسی بر اساس ولایت فقیه قبل از ظهور حضرت ولی عصر- عجل الله تعالی فرجه الشریف- امری غیرشرعی و به اصطلاح ممنوع و حرام است!!

جای تأسف بسیار است که این سخن را- گهگاه- مستند به احادیث اهل بیت- علیهم السلام- نیز می کنند. ما در این مجال بسیار کوتاه تنها یک نمونه از روایاتی را که اصحاب این ایده ی نادرست به آنها تمسک می کنند بررسی می کنیم و بحثهای عمیق تر و دقیق تر را به مجال مناسب واگذار می کنیم. یکی از این روایات که شاید در زمان ما مشهورتر نیز بوده باشد اینست:

مرحوم شیخ حرّ عاملی در کتاب ارزنده «وسائل الشیعه» با سندی معتبر از حضرت امام صادق- علیه السلام- نقل می نماید که « كُلُ‏ رَایَةٍ تُرْفَعُ‏ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ – علیه السلام - فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ »(1) ترجمه گونه ای از این حدیث شریف اینست که:

هر پرچمی که قبل از قیام حضرت حجت -علیه السلام- برافراشته شود، پس صاحب آن پرچم، طاغوتی است که بجای خداوند متعال پرستیده می شود.

طبق نظر بعضی از دانشمندان، «طاغوت» یعنی کسی که در طغیانگری و زیر پا نهادن حدود و حقوق، زیاده روی کرده بسیار گردنکشی می کند. صاحبان آن ایده ی عجیب می گویند: طبق این حدیث، اصلاً تشکیل حکومت اسلامی تا پیش از ظهور حضرت بقیه الله الاعظم امری حرام و خلاف شرع است!! 

در جواب این برداشت از این روایت و بعضی روایات مشابه، بحث های علمی بسیاری می توان طرح کرد که از حوصله این مجال خارج است، لذا تنها به ذکر یک نکته بسنده می کنیم .

اگر کسی از جانب ما به نزد شما آمد ( و شما را دعوت به قیام نمود) پس ببینید بر چه اساسی دست بکار می شوید. و اینگونه نگویید که زید نیز قیام نمود (پس ما هم قیام می کنیم) چرا که زید عالم و دانشمند بود. او واقعاً راستگو بود و شما را به سوی خود، دعوت نمی کرد. و شما را فقط به رضایت آل محمد، فرا می خواند و اگر پیروز می شد قطعاً به وعده خود وفا می نمود (و حکومت را به اهلش که ماییم می سپرد)

مضمون ابتدایی حدیث

اگر آنچنانکه برخی ادعا نموده اند بخواهیم به همین ظاهر ابتدایی این روایت اکتفا کنیم به نتیجه ای کاملاً خلاف عقل و شرع می رسیم به عبارت رساتر به اندیشه ای مشابه با اندیشه خوارج می رسیم. چون مدلول ابتدایی این روایت آنست که هر پرچمی که قبل از ظهور، به اهتزاز درآید طاغوت و باطل است. روشن است که بر این پایه، نه تنها حکومت اسلامی و نظام ولایت فقیه بلکه هر حکومت دیگری در زمان غیبت، نامشروع و باطل خواهد بود و این یعنی آنکه حضرت امام صادق- سلام الله علیه- می فرمایند: ای شیعیان! درست است که ما خاندان حکمت و عقلانیت هستیم، درست است که ما «ساسة العباد» یعنی «سیاستمداران بندگان خدا» هستیم ولی در زمانه غیبت حضرت حجت- علیه الصلاة و السلام- می گوییم: تن به یک هرج و مرج بدهید! اصولاً حکومتی تشکیل ندهید تا قائم ما ظهور نمایند. هرچند قرن ها به طول بینجامد!

آیا کدام عقلی این را می پذیرد؟ کدام آشنا به معارف اهل بیت - علیهم السلام- چنین کلامی می گوید؟ روشن است که این برداشت یا کاملاً درست است و شامل هر نوع حکومتی می شود، اعم از حکومت فقیه عادل و هرگونه حکومت دیگری؛ و یا آنکه معنای این حدیث چیز دیگری است. دلیل عقلی با اندکی تأمل در جوانب و لوازم مدّعی، بطلان آن را روشن می کند. اما لازم است تا قدری اشاره داشته باشیم به سایر احادیث عترت.

حکومت
ضرورت وجود حاکم

از حضرت امیرالمومنین- علیه السلام- در نهج البلاغه نقل شده است که «... لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر...»(2)  مرحوم علامه جعفری در ترجمه این فراز از خطبه می فرمایند:

وجود حاکم و زمامدار برای مردم ضروری است، چه حاکم نیکوکار چه بدکار.

مشاهده می کنید که به چه وضوح غیرقابل تشکیکی در این فراز از نهج البلاغه بر لزوم حکومت صحه گزارده شده است.

روایت دیگری در علل الشرایع از حضرت امام رضا- سلام الله علیه- نقل شده است که بعضی از بزرگان فقهاء(3) سند این روایت نورانی را معتبر می دانند. در قسمتی از این حدیث حضرت امام رضا- علیه السلام- می فرمایند:

«اگر گوینده ای بگوید: پس چرا خداوند والیان امور را گمارده است و به اطاعت ایشان فرمان داده است؟ در جواب وی گفته می شود: به سببهای فراوان .... یکی از آنها اینست که: هیچ فرقه ای از فرقه ها و هیچ ملتی از ملتها را نمی یابیم (4)که جز با داشتن سرپرست و رئیسی که به امر دین و دنیای ایشان رسیدگی کند، باقی مانده باشد و به زندگی ادامه داده باشد. پس در حکمت حکیم یعنی پروردگار متعال جایز نیست که خلق را از داشتن چیزی که ناگزیر باید داشته باشند و دوام و قوامشان جز به آن میسر نیست محروم سازد».(5)

ملاحظه می شود که در میان معارف بلندپایه ائمه اطهار- علیهم السلام- ضرورت وجود حکومت امری است که عقل آدمی آن را به روشنی درک می کند. این بحث را با احادیث پرشمار دیگر و نیز با آیات شریفه ی قرآن می توان ادامه داد ولی به همین مقدار اکتفا می نماییم و برمی گردیم به مفاد آن روایت آغازین.

مشاهده کردیم که مضمون آن نمی تواند نفی هر حکومتی در زمان غیبت و بالطبع نفی حکومت دینی و ولایت فقیه باشد. همچنین انحصار مضمون آن در ولایت سیاسی فقیه، هیچ قرینه و دلیلی ندارد. پس واقعاً منظور حدیث چیست؟

 

حکومت حق، حکومت باطل

به نظر می رسد مقصود این حدیث شریف، بطلان حکومتهایی است که در مسیری غیر از مسیر اهل بیت- علیهم السلام- گام برمی دارند. به عبارت دیگر بطلان حکومتهایی که حکومت را حق اهل بیت- علیهم السلام- نمی دانند بلکه فرمانروایی و کشورداری را حق خود می دانند و روشن است که این چنین حاکمی قطعاً طاغوت می باشد و در برابر پروردگار عالم قرار می گیرد.

هیچ فرقه ای از فرقه ها و هیچ ملتی از ملتها را نمی یابیم که جز با داشتن سرپرست و رئیسی که به امر دین و دنیای ایشان رسیدگی کند، باقی مانده باشد و به زندگی ادامه داده باشد. پس در حکمت حکیم یعنی پروردگار متعال جایز نیست که خلق را از داشتن چیزی که ناگزیر باید داشته باشند و دوام و قوامشان جز به آن میسر نیست محروم سازد

گواه ما بر این مدعا چند شاهد است که در اینجا تنها به یکی از آنها اشاره می کنیم. در روایتی با سند معتبر، امام صادق علیه السلام شیعیان را از شرکت نمودن در قیامهایی که در آن زمان رخ می داده است منع فرموده اند و تنها یک گونه از آن قیامها را مجاز دانسته اند. یعنی قیامهایی مانند قیام جناب زیدبن علی(ره) را که از اعتقادی صحیح و نیتی پاک، سرچشمه گرفته بوده است.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: ... اگر کسی از جانب ما به نزد شما آمد ( و شما را دعوت به قیام نمود) پس ببینید بر چه اساسی دست بکار می شوید. و اینگونه نگویید که زید نیز قیام نمود (پس ما هم قیام می کنیم) چرا که زید عالم و دانشمند بود. او واقعاً راستگو بود و شما را به سوی خود، دعوت نمی کرد. و شما را فقط به رضایت آل محمد، فرا می خواند و اگر پیروز می شد قطعاً به وعده خود وفا می نمود (و حکومت را به اهلش که ماییم می سپرد) .... (اما کسی که امروز و به اسم ما قیام می کند) ما شهادت می دهیم به شما که راضی از او نیستیم. او امروز که کسی با او نیست از ما فرمان نمی برد و حرف نمی شنود پس، فردایی که پرچمها در تأیید او برافراشته می شود، قطعاً نافرمانی ما را خواهد کرد ...»(6)

ملاحظه می کنید؛ اولاً حضرت، قیام زید را که قبل از ظهور بوده، کاملاَ تایید کرده اند. ثانیاً برای تأیید خود، ملاک بیان نموده اند. ثالثاً بصورت تفصیلی در مورد بطلان بعضی از قیام های زمان خود ارائه ملاک فرموده اند.

روشن است که این خبر شریف روایت آغاز مقاله را بخوبی تفسیر می کند و مدعای این نوشتار را تأیید می کند که مراد از آن روایت طاغوت بودن آن حاکمانی است که غاصبانه و در مسیر غیرعترت، حرکت می کند.

 

پی نوشت:

(1) وسائل الشیعه، ج 15، ص 52 .

(2) نهج البلاغه، نسخه فیض الاسلام، خطبه 40 .

(3) استاد آیت الله هاشمی شاهرودی مدظله- در قراءات فقیهه معاصره، ج 1، ص 448 .

(4) روشن که این سخن، منافات با آن ندارد که در قرون بعدی کسانی یافت شوند که فلسفه وجودی حکومت را بطور صد در صد، نفی نمایند!

(5) فإن قال: فلم جعل اولی الامر و امر بطاعتهم؟ قیل لعلل کثیرة: ... و منها إنّا لانجد فرقة من الفرق و لاملة من الملل بقوا و عاشوا الاّ بقیّم و رئیس لما لابدّ منه فی امرالدین و الدنیا فلم یجز فی حکمة الحکیم ان تبرک الخلق مما یعلم انه لابدّ لهم منه و لا قوام لهم الّا به ... ؛ علل الشرائع، ج 1، ص 253.

(6) وسائل الشیعه، ج 15، ص 50 .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام زمان
مقدمه

بشر در انتظار است! در انتظار چه چیزی؟! در انتظار یک تغییر! در انتظار یک حادثه و رویداد! چرا بشر در انتظار است؟! چرا بشر انتظار یک واقعه را می کشد؟! کدام واقعه بشریت را این چنین منتظر خود کرده است؟!

 

بشر در انتظار چیست؟!

این همان سوال بسیار با اهمیتی است که خردمندان آگاه از موجودیت انسان و صاحب نظران اقوام و ملل، از آغاز تاریخ بشری تاکنون همواره برای خود و دیگر انسان های عاقل و اندیشمند مطرح کرده اند! امّا انگیزه ی این سوالات مهم در عواملی خلاصه می شود که می توان آن ها را بدین صورت مطرح نمود!

 

انگیزه ی پرسش!

اولین انگیزه برای طرح چنین پرسشی عدم رضایت از وضع موجود است. این عدم رضایت دامن گیر اغلب مردم جوامع است که از مشاهده ی پایمال شدن حقوق انسان ها و تجاوز و بی عدالتی هایی که گریبان گیر اکثریت آنان است و ایشان را به سختی می فشارد، ناشی می شود. احساس ناگوار در نابسامانی های زندگی بشری او را به فرداهایی متمایل می سازد که از ناملایمات رهایی یابد. پس او در انتظار فرداهایی روشن و به دور از ناگواری هاست.

عمر من شد در پی فردای من                     وای از این فردای ناپیدای من

 

انگیزه ی دوم انتظار بشر عدم رضایت تکاملی اوست. بسیاری از تکامل یافتگان بشری در هر زمانی که زندگی کنند و در هر موقعیتی از فرهنگ و تمدن بشری که قرار بگیرند، موقعیتی بالاتر از آن را می جویند و به وضع موجود قناعت نمی کنند! پس ایشان نیز به دنبال فردایی روشن هستند که انتظارش را می کشند.

بشریت همواره در انتظار فردا و فرداهایی روشن تر از امروز است فرداهایی بدور از ناملایمات و ناگواری ها، فرداهایی برای پیشرفت و تکامل بهتر، و فرداهایی که رنگ خدا داشته باشد. پس همه ی بشریت به نوعی امید و انتظار دارند

انتظار مقدس!

گروه دیگر به علت عدم رضایت مقدس، انتظار می کشند. ایشان انگیزه ای عالی تر از دو گروه دیگر دارند. زیرا انسان دارای استعدادها و قوا و سرمایه های وافر و خیره کننده است، هیچ وضع و موقعیتی او را نمی تواند اشباع کند. اگر چه عالی ترین فرهنگ ها و تمدن ها و جوامع را برای خود تهیه کرده باشد. زیرا عظمت وجود خود را در حدی می بیند که هیچ چیزی نمی تواند او را احاطه و اشباع کند. از طرف دیگر هیچ گونه پیشرفت و گسترش علمی و سلطه ای در این کیهان بزرگ نتوانسته است او را به موقعیتی که خود برای خود ساخته است، قانع کند.

این عدم قناعت ریشه در گرایش انسان به ماورای طبیعت و فطرت او دارد.

انسان با این عامل عدم رضایت مقدس همواره در انتظار روزهای خدایی و الهی به سر می برد.

 

روزنه ی امید!

بنابراین با هر انگیزه ای که باشد بشریت همواره در انتظار فردا و فرداهایی روشن تر از امروز است فرداهایی بدور از ناملایمات و ناگواری ها، فرداهایی برای پیشرفت و تکامل بهتر، و فرداهایی که رنگ خدا داشته باشد. پس همه ی بشریت به نوعی امید و انتظار دارند. به طور کلی افراد بشر با امید به حقیقتی زندگی می کنند که ساخته ی او و طبیعت نمی باشد بلکه ما فوق او و طبیعت است!

انگیزه ی دوم انتظار بشر عدم رضایت تکاملی اوست. بسیاری از تکامل یافتگان بشری در هر زمانی که زندگی کنند و در هر موقعیتی از فرهنگ و تمدن بشری که قرار بگیرند، موقعیتی بالاتر از آن را می جویند و به وضع موجود قناعت نمی کنند! پس ایشان نیز به دنبال فردایی روشن هستند که انتظارش را می کشند

براین اساس بشر با هر انگیزه ای از پرسش که باشد به دنبال روزنه ی امید به آینده ادامه ی حیات می دهد. این آینده ی امید بخش و آرمانی در افق او ترسیم می گردد و او را به سوی فردایی روشن تر از امروز می کشاند. پس بشریت منتظر است. منتظر یک فردای روشن به دور از همه ی بی عدالتی ها و بی تکاملی ها و نقص ها و در یک کلام بی خدایی ها!

 

تجلّی امید بشریت!

چه کسی می تواند این امید و آرمان بشریت را تحقق بخشد؟ و بشریت باید منتظر چه کسی و یا چه چیزی باشد؟! بی شک انسان ها در انتظار کسی هستند که آن فردای روشن و پر امید را برایشان به ارمغان آورد. مصلح آخرالزّمانی بشریت کسی است که بی عدالتی ها و ناگواری ها را سامان می بخشد و نیز همه ی عوامل نقص و موانع تکامل را بر طرف می سازد و راه های تکامل و خود شکوفایی را نشان می دهد و فراهم می سازد تا همه رشد یابند. او کسی است که عدم رضایت مقدس بشریت را نیز پاسخ می گوید و خود را بقیّة الله می نامد. از این رو حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می تواند همان تجلّی تامّ و کامل امید بشریت به فردای روشن تاریخ باشد که با هر انگیزه ای انتظار را تجربه می کند!


منابع و مآخذ:

1- امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف)- علامه جعفری (ره)- گردآوری: محمدرضا جوادی

2- امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) عصاره ی خلقت- آیت الله جوادی آملی

3- شرح نهج البلاغه- علامه جعفری (ره)

4- جهان بینی توحیدی- شهید مطهری (ره)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
روایت شده که روزی در محضر امام صادق (ع) نام حضرت صاحب الامر برده شد، امام ششم به منظور احترام نام آن حضرت از جای برخاسته و قیام فرمود و این روایت مدرکی برای استحباب قیام کردن به هنگام شنیدن یا بردن نام امام زمان (عج) است.
به گزارش خبرگزاری مهر، مذهب شیعه در باب مهدویت این است که مهدویت خاصه، صحیح و مقبول است و به تعبیر دیگر، آنچه مورد پذیرش است، مهدویت شخصیه است نه نوعیه. البته بعضی از صوفیه و عارفان قائل به مهدویت نوعیه بوده‌اند. به این معنا که عقیده دارند که در هر دوره‌ای باید یک مهدی وجود داشته باشد که ویژگی‌ها و خواص مهدویت و هادویت را داشته باشد و می گویند: هیچ عصری خالی از یک مهدی هادی نیست و ضرورتی هم ندارد که مشخص شود از نسل چه کسی است و چه خصایصی را داراست.

حاکمیت تدریجی اسلام و احکام نورانی آن، بخشی از ظهور امر حضرت مهدی (عج) است. هر چند هنوز ظهور ایشان، واقع نشده است. موضوعی که احیانا در قالب سوال مطرح می شود این است که دنیا اکنون پر از جور و ستم است پس چرا امام زمان بنا به مفاد روایت معروف و مشهور ظهور نمی کند؟ در رابطه با این مسئله باید گفت هیچ گونه علیتی فیما بین پرشدن دنیا از ظلم و جور و یا سیطره ظلم و جور بر دنیا و ظهور امام زمان وجود ندارد که بگویم بلافاصله امام زمان باید در این شرایط ظهور فرماید.

در برخی دیگر از روایات چنین آمده است: بعد از آن که دنیا از ظلم و جور پر شده امام زمان تشریف می آورد و آن را از عدل و داد سرشار و لبریز می نماید، اما مقدار این فاصله و اندازه آن مشخص نشده است. پس باید این شبهه از اذهان پیش بیاید که تا دنیا از ظلم و ستم پر شد باید حتما امام زمان ظهور کند، زیرا امکان آن هست که این مدت زمان و فاصله بنا به حکمت ها و مصالحی به درازا بکشد و این نباید برای کسی جای نگرانی و یا افسردگی باشد.

یک موضوعی که مطرح است اینکه آیا وقتی نام امام زمان برده می شود، قیام برای نام ایشان واجب می باشد یا واجب نیست؟ مدرکی که برای این مسئله وجود دارد این است که آمده روزی در محضر امام صادق (ع) نام حضرت صاحب الامر برده شد، امام ششم به منظور احترام نام آن حضرت از جای برخاسته و قیام فرمود. اما اینکه استجاب برخاستن به هنگام شنیدن نام مبارک امام عصر (عج) شامل هر کدام از نام های آن حضرت است و یا منحصر به کلمه «قائم آل محمد» است، مورد بحث و گفت و گو بوده است.

مطلب دیگری که احیانا مطرح می شود این است که آیا امام زمان زن و فرزند دارد یا خیر؟ و اگر ازدواج کرده، آیا اولاد دارد یا خیر؟ برای این ادعا که امام زمان قبل از ظهور، همسر و فرزندانی دارد به روایتی استدلال شده که مرحوم شیخ طوسی، در «الغیبه» آن را ذکر نموده است. در این روایت از حضرت صادق (ع) نقل شده که فرمودند: مطلع نیست بر مکان امام زمان در ایام غیبت هیچ کس نه از اولاد و نه غیر اولاد، مگر غلامی که متصدی کارهای آن حضرت است و فقط او از محل امام مطلع است. پس معلوم می شود که امام زمان اولاد دارد و وقتی فرزند داشت، قطعا همسر هم دارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
طول عمر امام مهدی (عج) یکی از ویژگی های اصلی آن حضرت است که پیامبر(ص) و امامان(ع) آن را باز گفته و سالها پیش از تولد آن امام بزرگ مطرح بوده است.


1- طول عمر و تعالیم دینی

کتاب آسمانی قرآن که وحی و سخن حق است و ساحت تعلیم آن از گزاف گویی و اندیشه های باطل و پوچ منزه می باشد، به مسئله دراز عمری اشاره می کند و آن را در امتهای پیشین روندی طبیعی می داند و از نهاد انسان که خواهان عمر دراز است، خبر می دهد.

و نوید بخش زندگی جاودان پس از مرگ می باشد که بسته به اعمال انسان در این دنیا، می تواند سراسر عذاب و درد و یا آکنده از نعمت و لذت باشد. قرآن، درازی عمر و یا عمر اندک را وابسته به خواست و اراده  خدا می داند و آن را امری بس آسان می شناسد و نمونه های آشکاری از آن را بازگویی می کند.

(( هیچ کسی به دراز عمری نمی رسد و از عمر کسی کم نمی شود، مگر اینکه در کتاب- لوح محفوظ- ثبت می باشد، و این کار بر خدا بسی آسان است )) و در تفسیر مجمع می خوانیم (( عمر طولانی به کسی دادن و کاستن از عمر شخصی برای خدا آسان است و دشوار و محال نیست.

• الف) عمر جاودان : افزودن بر طول عمر. قرآن عمر جاودان را برای برخی از موجودات و کسان مطرح می کند که گاه به پیش از آفرینش آدم(ع) مربوط می شود و تا قیامت ادامه می یابد. مانند: حضرت عیسی(ع)، حضرت
خضر(ع) و اصحاب کهف.

• ب) عمر طولانی : نمونه¬هایی از کسانی که سالیان دراز زیسته¬اند، در قرآن یاد شده است. مانند:
ارمیا( عزیز )، نوح (ع)، الیاس(ع) و ادریس(ع)

2- طول عمر در تاریخ

در کتاب راز طول عمر حضرت مهدی اثر سید هادی حسینی از کسانی نام برده شده است که بین 500 تا 3600 سال عمر کرده¬اند. بنابر آنچه در تاریخ زندگی آدمی آمده است، کسان زیادی طول عمر 500 سال و بیشتر داشته اند.

شیخ مفید نیز در کتاب الغیبه از کسانی نام می برد که طول عمر طولانی داشته اند. سلمان فارسی حضرت عیسی(ع) را دید و تا پس از پیامبر اکرم(ص) زنده ماند. عمر او به حدود 700 سال می رسد. فوژن دوگلاس 125 سال، سوفکل 130 سال، آشناگر 147 سال، توماس بار 152 سال، ژوزناف سورنگتن 165 سال، شیرعلی مسلم اُف 168 سال، سیدعلی ساکن روستای سده ی اصفهان 189 سال، نمونه هایی از دراز عمران هستند.

3- امکان عقلی و علمی و عملی طول عمر

طول عمر به گونه ای که اگر از قرنها فراتر رود و به هزاره ها برسد، از دیدگاه های گوناگون امری شدنی و ممکن است:

• الف) امکان عقلی: مقصود از این امکان، محال نبودن عمر طولانی از نظر عقل است. دراز عمری با تناقصی همراه نمی باشد و مانعی برای تحقق آن وجود ندارد. زیرا در مفهوم زندگی، مرگ زود رس نهفته نیست.

• ب) امکان علمی: امکان علمی بدین معناست که از نظر علم پدیده ای نفی نشود، هر چند با دانش کنونی دسترسی به آن عملی نباشد. نظریه های علمی، امکان زیست دراز مدت را برای انسان محال نمی داند و نیز تلاشهای علمی فراوانی برای تأخیر فرایند پیری و چگونگی وقوع آن و عوامل و پیامدها در این زمینه، در حال انجام است.

چند نمونه از این بررسی ها در این زمینه شایان توجه است:

• الف. برخی از محققان می گویند ژنهایی کشف کرده اند که عامل جاودانگی سلولها است.

• ب. پژوهشگران با آزمایشهایی به روشی از ژن درمانی دست یافته اند که از تحلیل رفتن ماهیچه های بدن در اثر پیری پیشگیری می کند.

• ج. تا کنون تصور می شد که نقص در سیستم اعصاب برگشت ناپذیر است و بافتهای عصبی را نمی توان ترمیم کرد. لیکن محققان دریافته اند که سلولهای مغز نیز می توانند خود را بازسازی کنند و این کار پیوسته در طول زندگی یک فرد انجام می گیرد.

• د. همچنین روشن است که مرگ در 90 سالگی و یا 100 سالگی و بیشتر از آن به خاطر کهولت نیست، بلکه به دلایل شخصی چون سکتۀ مغزی، عفونت ریه، عوارض ناشی از شکستگی های استخوان و ... رخ می دهد.

• ی.) امکان عملی :

امکان عملی آن است که پدیده ای افزون بر امکان عقلی و علمی در عمل تحقق یابد.

آیت الله شهید سید محمّد باقر صدر پس از آنکه امکان طول عمر را از جنبه های نظری دانش روز منتفی نمی داند، چنین اظهار نظر می کند: (( بررسی علمی و بحث مسأله ی طول عمر، ... بستگی دارد به نوع تفسیری که عمل فیزیولوژی از پیری و فرسودگی دارد... اگر پیری نتیجه مبارزه جسم با عوامل بیرونی معین، و تأثیر پذیری از آنها باشد.

از جنبه ی نظری امکان دارد که بافتهای تشکیل دهنده ی بدن انسان را از عوامل معین و مؤثر در آن، بر کنار داشت تا زندگی آدمی طولانی شود... از دیدگاه دیگر پیری یک قانون طبیعی است و هر بافت و اندام زنده ای، در درون خود، عامل نیستی حتمی خود را نهفته دارد... ولی نگریستن از این دیدگاه هم مستلزم آن نیست که هیچ گونه انعطافی در این قانون طبیعی راه نیابد...

دانشمندان در آزمایشگاه ها ... مشاهده می کنند که پیری یک پدیده ی فیزیولوژیکی است و ربطی به زمان ندارد. گاهی زود ... و گاه با فاصله زمانی بیشتر آشکار می گردد. تا آن جا که برخی از سالمندان از نرمی و تازگی برخوردارند.

 بعضی از دانشمندان توانسته اند عملاً از انعطاف پذیری این قانون ... بهره گیرند؛ و زندگی پاره ای از حیوانات را از صدها برابر عمر طبیعی آنها بیشتر کنند. اینان با به دست آوردن موفقیتهای چشمگیر، قانون پیری طبیعی را شکسته، از نظر علمی روشن ساخته اند که عقب انداختن پیری یا به فراهم ساختن موقعیتها و عوامل معین، امری است که از نظر علم امکان دارد.

در پرتو آنچه که گفته شد، می توانیم درباره ی عمر حضرت مهدی(ع) به بررسی بنشینیم... دیگر هیچ انگیزه¬ای برای شگفتی¬ها باقی نمی¬ماند، مگر اینکه در دانش امام مهدی(ع) شک کنیم و پیشی گرفتن علم او را بر کاروان دانش بشر بعید شماریم.

4- نظریه های طول عمر

نظریه های گوناگون پیرامون مکانیسم پیری و طول عمر وجود دارد، ولیکن از آن جا که دلایل و عوامل زیادی باعث مرگ و یا طول عمر سالمندان می شود و چگونگی این روند به طور کامل و قطعی شناخته شده نیست. هر یک از این نظریه ها جنبه هایی از موضوع را روشن می سازد. برخی از نظریه های پیری و طول عمر چنین است :

1-نظریه رادیکالی آزاد

2-فرضیۀ نقش واسطه¬ای گلوکز

3-نظریه محدودیت تقسیم سلولی و نقش ژنها

4- گریز ناپذیری پیری، بیماری و مرگ

در انسان، میزان مرگ پس از 85 سالگی کاهش می یابد. در فاصله ی سالهای 1960 تا 1990 میلادی آمریکایی های 65 تا 85 سال 89 درصد افزایش یافتند. این رقم درباره ی افراد بالای 85 سال 232 درصد بود؛ و به طور کلی کاهش مرگ پس از 85 سالگی از سایر گروه های سنی بیشتر می باشد.

 بنابراین سرعت پیری و مرگ به هم ناوابسته اند و ظرفیت فیزیولوژیکی بدن با شتاب کاهش نمی یابد و شواهد حاکی است که از سن 100 سالگی به بعد میزان مرگ به طور شایان توجه کند می گردد و رسیدن به سنین بالاتری را ممکن می سازد؛ و اگر پیری را به عنوان افزایش مرگ تعریف کنیم، بدین معناست که پیرترین جانداران دیگر پیر نمی شوند.

 این بررسی ها که بر اساس مطالعات و یافته های تجربی فراوان به دست آمده است، این پندار را در ذهن تقویت می کند که ممکن است با دستیابی به سن خاص، نوعی فناپذیری رخ می دهد، به این معنا که در کسانی ویژه، رسیدن به سن معین به همراه سایر مسائل طول عمر و جهش ژنی و مکانیسمهایی که چگونگی آنها برای ما ناشناخته است، تولد زیستی پدید آید؛ و سلولها و اندامهای شخص مانند جنینی دوباره بازسازی و نوسازی شوند و بدن قدیمی به تدریج از راه پوست، کلیه ها، روده ها، ششها، حل و دفع گردد که مرتبه های بسیار نازل و تا اندازه ای شبیه به این روند را می تواند در پوست اندازی خزندگان و دیگر حشرات دید. رویش دندانهای شیری در دهان برخی از سالمندان، دورنمایی از این موضوع به دست می دهد.

5- عوامل طول عمر :

طول عمر به عوامل شناخته شده و ناشناخته ی زیادی بستگی دارد که گاه باعث حیرت و سردرگمی انسان می شود. وراثت، محیط، شخصیت، نیروهای روحی و انرژی روانی، نقش رنگها، ذهن و بینش، روابط اجتماعی، دین باوری و اعتقاد به خدا، کار و فعالیت اجتماعی، اثرات دارو، اعتدال در زندگی، راز خوراکیها، نور و اشعه،کُند سازی سیر زمان، لبخند و شادمانی، ازدواج و جمع گرایی، دانش پژوهی و بهداشت طبیعی از عوامل طول عمر شمرده شده اند.

6- امام مهدی(ع) وجودی بی همتا

از آموزشهای اسلامی این چنین برداشت می شود که امام زمان(ع) عصارۀ خلقت، ذخیره ی همه ادیان آسمانی، عالم به همه تعالیم پیامبران خدا، و خردمندترین کس در تاریخ عمر آدمی است. همۀ ویژگی های بایستۀ یک انسان کامل و نمونه را داراست و از هر نوع آلودگی و انحراف به دور است. مصلحی است که نظیر و همتا ندارد.

وجودی اینچنین که خداوند ویژگی هایش را برمی شمارد و پیامبر(ص) از او سخن می گوید و امامان (ع) یکی از پس از دیگری آمدن او را بشارت می دهند، و تشکیل دولت حق و حکومت عدل جهانی را به دست او نوید می دهند و رخدادهای زمان غیبت و حضور او را باز می گویند تا دینداران واقعی به تردید نیفتند و استوار و ثابت قدم باقی بمانند، براستی شخصیتی بی نظیر است و اهداف آرمانی و بزرگ در اندیشه دارد.

و رسالتش بس عظیم است. او باید عمر طولانی داشته باشد تا ظهور و سقوط دولتهای گوناگون و رژیم های سیاسی و مکتب ها و مرام ها و فرهنگها و تمدنهای مختلف را در همۀ نقاط جهان به نظاره نشیند و به همه زمان سیری کند و رنگ هیچ کدام از آنها را نپذیرد. در احادیث آمده است که امام مهدی(ع) عقلها را کامل می گرداند.

پیداست که این زمانی مؤثر است که آدمی دوران کودکی خود را پشت سر گذارد و به بلوغ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و انسانی برسد. خدای متعال امام منتظر(ع) را برای اصلاح همۀ گسترۀ گیتی برگزیده است. نجات انسان از امواج هولناکی که حیات او را در برگرفته و در پیچ و خمهای ناشناختۀ این دنیا او را له می سازد، به آن حضرت واگذار شده است.

امام مهدی (ع) آخرین مصلح اجتماعی است. از این رو، باید دوران سیه روزی و بدبختی آدمی بگذرد تا مهدی (ع) نقطه ی پایان روزگار فاجعه و مصیبت باشد و پرتوهای نورانی به هر سو افکند و زمین را آکنده از عدل و داد کند.

امام منتظر (ع) یگانه قهرمانی است که روند تاریخ حیات انسان را تغییر می دهد و آن را بر اساس تمدنی بزرگ و بالنده بنیان می نهد. این تمدن پس از همه ی تمدنهایی است که بر دنیا پدید می آید و جز ظلم و تباهی نیافریده است.

بنابراین عمر طولانی برای امام مهدی(ع) یقینی است ... تا بتواند سامانه ای را پدید آورد و سکاندار اصلاحاتی شود که همۀ جوانب حیات آدمی را در برگیرند./سایت فرهنگی پژوهشی المهدی (عج)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در دوران كنونی كه زمان غیبت امام زمان(عج) است، ولایتمداری افراد می تواند از نشانه های بارز یك منتظر حقیقی امام غایب(عج) باشد.
جام کشکول؛ باز هم نیمه شعبانی دیگر از راه رسید و خیل منتظرانت چشم به راه سپیده مانده اند. سال های سال است كه دل بیقراران و مشتاقانت در تب و تاب حضور گرانسنگت ای یوسف فاطمه(س) می تپد و چه شب ها و روزهای انتظار را طی كردیم و به امید فرجت دعای آمدنت را زمزمه نمودیم...

نیمه شعبان، زادروز تولد قائم آل محمد(ص) است.همان منجی كه با قدوم مباركش جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد، پلیدی ها و ظلم ظالمان را نابود و حق را به حق دار خواهد داد.

در میان اعیاد شیعیان، جشن میلاد امام عصر ارواحنا فداه حال و هوای دیگری دارد، حالتی كه قابل وصف نیست و قلم و زبان هر چقدر توانمند باشد باز از بیان آن ناتوان است. به تحلیل و بررسی نشانه های منتظران ظهور و ویژگی های یك فرد منتظر پرداخته ایم.

میلاد عشق در روز جمعه

امام مهدی(ع) در سپیده دم روز جمعه، نیمه شعبان سال 255 هجری قمری برابر 869 میلادی در شهر سامرا در عراق دیده به جهان گشود. البته در سال تولد ایشان اختلافی مطرح است و سال 254 و 256 نیز گفته شده است كه می تواند به علت پنهانی بودن تولد ایشان باشد.

حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد مهری كارشناس علوم دینی در گفت وگو با روزنامه كیهان در باب ویژگی های منتظر واقعی امام عصر(عج) می گوید: «در لغت منتظر به كسی می گویند كه چشم انتظار باشد و یا آماده آمدن و ورود كسی باشد.»

وی در ادامه می گوید: «این حالت را می توان به فردی تشبیه كرد كه روی زانو در حال تجافی و منتظر قیام امام جماعت برای ركعت بعدی نماز باشد، یعنی نیم خیز و كاملا آماده قیام و همراه شدن با امام جماعت، در واقع یك منتظر واقعی هم باید اینچنین حالتی داشته باشد و هر لحظه منتظر امام غایب (عج) باشد.»

در روایات متعددی آمده است كه یك منتظر واقعی باید آداب و اصولی را رعایت كند تا بتواند در جرگه منتظران واقعی امام مهدی(عج) درآید.حجت الاسلام والمسلمین مهری در ادامه همین بحث می افزاید: «بدون شك باید شرایط ویژه ای را رعایت كرد تا بتوان یك منتظر به معنای حقیقی كلمه بود.

بر همین اساس یك منتظر واقعی كسی است كه گوش به فرمان امام خود باشد و آنچه كه او می گوید و فرمان می دهد انجام دهد و در دوران انتظار به تمام اعمال خواسته شده جامه عمل بپوشاند و در رفتار، گفتار، كردار و تمامی اعمال ریز و درشت خود نظارت و كنترل كامل داشته باشد و مطیع محض امام خود در هر حال و شرایطی باشد.»

نشانه منتظران ظهور

در دوران كنونی كه زمان غیبت امام زمان(عج) است، ولایتمداری افراد می تواند از نشانه های بارز یك منتظر حقیقی امام غایب(عج) باشد.

حجت الاسلام والمسلمین مهری در این باره به گزارشگر كیهان می گوید: «ولایتمداری ركن اصلی نشانه یك منتظر واقعی است این بدان معناست كسانی كه ولایت پذیریشان در زمان غیبت از امام و نایب امام بالاتر است به بحث مهدویت و انتظار نزدیك تر هستند.»

این كارشناس علوم دینی با تاكید بر اهمیت فراوان موضوع ولایتمداری افراد در مباحث انتظار می گوید: «در زمان حاضر بارزترین و برجسته ترین نشانه یك منتظر واقعی امام زمان(عج) را باید با محك ولایت پذیریشان سنجید.

افرادی كه در برابر نایب امام غایب(عج) می ایستند و مطیع محض و امر او نیستند قطعاً نمی توانند در زمره منتظران واقعی به حساب آیند. به بیان دیگر باید گفت اگر شما ولایت پذیریتان زیر سؤال باشد قطعاً در بحث انتظار نیز نمی توانید در ردیف منتظران حقیقی امام زمان(عج) قرار بگیرید.»

وظیفه اصلی منتظران ظهور چیست؟

افرادی كه در جرگه منتظران ظهور امام مهدی(عج) قرار دارند قطعاً دارای وظایفی هستند كه باید در دوران انتظار انجام دهند.

مریم محمودزاده استاد دانشگاه شهیدبهشتی در این باره می گوید: «انتظار ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) به دو گونه است؛ یكی انتظار اعتقادی و شعاری و دیگری انتظار عملی و فراهم كردن زمینه ظهور آن حضرت.»

وی می افزاید: «اما آنچه كه مهم تر و مأموریت اصلی منتظران ظهور است، انتظار عملی و زمینه سازی برای برپایی حكومت عدل جهانی در ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.»

محمودزاده در ادامه به روایاتی اشاره می كند و می گوید: «علی بن محمد از محمد بن علی بن ابراهیم و او از عبدالله بن صالح نقل می كند كه گفت: امام زمان(عج) را در كنار حجرالاسود مشاهده كردم كه مردم همگی جذب نورانیت وجود او شده بودند، درحالی كه ایشان را نمی شناختند چنین مجذوب بودند.»

اهمیت شناخت امام غایب
حجت الاسلام والمسلمین مهدی یوسفیان، استاد مركز تخصصی مهدویت به شناخت امام مهدی و اهمیت آن اشاره می كند و می گوید: «شناخت وجود مقدس امام زمان(عج) بسیار مهم و ارزشمند است، چرا كه از یك سو معرفت صحیح امام بر هر فردی واجب بوده و نبود آن، مرگ جاهلیت را به دنبال دارد و از سوی دیگر شناخت بهترین موعود پیامبران و مصلح جهانی و آگاهی از زندگانی او، نقش مهم و تعیین كننده ای در زندگی افراد دارد و حركت آنان را تنظیم می كند.»

حجت الاسلام یوسفیان می گوید: «این شناخت دو جنبه دارد، اول معرفت شخص آن بزرگوار كه او كیست و زندگانی او به چه صورت است؟ دوم معرفت شخصیت ایشان كه جایگاه آن حضرت در نظام هستی كجاست و چه آثاری بر آن مترتب است و ما چه وظایفی در قبال امام داریم؟»

انتظار فرج در عصر حاضر

روایت است از پیامبر اعظم(ص) كه فرمودند: بالاترین جهاد امت من انتظار فرج است.
حجت الاسلام والمسلمین محمد مهدی مرادی كارشناس امور فرهنگی و مدرس حوزه علمیه در گفت وگو با گزارشگر كیهان می گوید: « دو نوع انتظار وجود دارد، یكی انتظاری است كه سازنده است و دیگری انتظاری است كه ویرانگر است.»

مرادی در تشریح این سخنان می گوید: «انتظار سازنده اصلاح گراست و دارای شرایط و ویژگی هایی است. اما انتظار ویرانگر هم همان است كه معتقد است باید جامعه را به فساد كشاند تا ظهور حضرت میسر گردد.»

این كارشناس امور فرهنگی به فرهنگسازی در باب مهدویت اشاره می كند و تصریح می كند: «باید با فرهنگسازی در جامعه موضوع مهدویت و انتظار را نهادینه كنیم، امروز خیلی از افراد هنوز با موضوع مهدویت بیگانه و ناآشنا هستند.

لذا یكی از اصلی ترین وظایف در باب مهدویت این است كه یك منتظر واقعی در بعد علمی، عقلی و رفتاری پیرو واقعی امام باشد و ایمان و فضایل را در وجودش تقویت كند و در وهله اول به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) تمسك بجوید. از حضرت امام صادق(ع) روایت است كه فرمودند: خوشا به حال شیعیان ما، همان كسانی كه تمسك می جویند به محبت ما در زمان غیبت قائم ما.»

مرادی به روایت دیگری از امام زین العابدین(ع) اشاره می كند و می گوید: «امام سجاد(ع) می فرمایند: هر كس كه در زمان غیبت امام زمان(عج) در ولایت ما اهل بیت علیهم السلام ثابت قدم باشد پاداش هزار شهید از شهدای جنگ بدر و احد را به او می دهند. این حدیث بسیار پر مغز از امام چهارم شیعیان نشان از اهمیت بسیار زیاد بحث ولایت پذیری و ثابت قدم ماندن در راه ولایت اهل بیت و نایب امام زمان(عج) دارد.»

امر به معروف و نهی از منكر

حجت الاسلام مرادی در ادامه سخنان خود به امر به معروف و نهی از منكر اشاره كرده و تصریح می كند: «از دیگر نشانه های منتظران ظهور این است كه بسیار اهل امر به معروف و نهی از منكر هستند و دوست دارند جامعه اصلاح شود، از همین رو این فریضه یكی از اركان اصلی در باب مهدویت و نشانه منتظران ظهور است.»

مرادی غافل نبودن از یاد امام مهدی(عج) و گوش به فرمان نایب امام بودن را از جمله خصوصیات بارز منتظران ظهور می داند و می گوید: «در زمان حاضر توجه به فرامین نایب امام زمان كه همانا مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای مدظله العالی است می تواند منتظران ظهور را به سرچشمه اصلی زلال ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نزدیك تر كند.»

امام مهدی(عج) در توقیعی به شیخ مفید می فرمایند: «ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نیست.» و در قسمتی دیگر از این توقیع آمده است: «ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم؛ اگر جز این بود دشواری ها و مصیبت ها بر شما فرود می آمد و دشمنان شما را ریشه كن می كردند.»
ویژگی بارز در مورد امام زمان(عج) این است كه شباهت زیادی به پیامبر اكرم(ص) دارد و ایشان دارای كمال موسی، شكوه عیسی و شكیبایی ایوب(ع) است.

شرایط بیعت یاران خاص با امام زمان(عج)

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه معروف به «خطبه البیان» كه در بصره ایراد فرمودند، در بیان علائم و نشانه های ظهور امام زمان(عج) و نیز وقایع هنگام و بعد از ظهور آن حضرت، مطالبی فرمود كه در بخشی از آن آمده است:

پس از آن كه حضرت صاحب الزمان(عج) در ابتدای ظهور، یاران خاص خویش، یعنی همان 313 نفر را مورد آزمایش قرار می دهد و آنان را در طلب آن حضرت از مكه به مدینه، سه بار رفت و آمد می كنند، آن بزرگوار بین صفا و مروه بر آنان ظاهر می شود و خطاب به آنان می فرمایند: «انی لست قاصعاً امراً حتی تبایعونی علی ثلاثه خصله تلزمكم لاتغیرون منها شیئاً و لكم علی ثمان خصال فقالوا: سمعنا و اطعنا فاذكر لنا ما انت ذاكره، یا ابن رسول الله!»؛

«هیچ برنامه روشنی برای شما ارائه نمی دهم، مگر این كه با من هم پیمان شوید كه سی خصلت را همواره مراعات كنید و هرگز هیچ یك از آنها را تغییر ندهید و رها نكنید، در برابر پیمانی كه شما با من می بندید، من هم با شما پیمان می بندم، هشت خصلت را همواره مدنظر داشته باشم.»

آنان عرض می كنند: ما گوش به فرمان و مطیع هستیم، ای پسر پیامبر خدا! هر شرطی كه می خواهی مطرح فرما، پس از آن كه یاران اعلان آمادگی كردند، حضرت صاحب الزمان(عج)، به طرف كوه صفا حركت می كند و آنان نیز همراه آن حضرت حركت می كنند، در آنجا امام زمان(عج) خطاب به آنان می فرماید: «اما آن سی نكته ای كه باید منشور هم پیمانی شما با من باشد، مواردی است كه در ذیل می آید:

1- هرگز از اطاعت من سرپیچی نكنید و از هیچ یك از اصول توافقات عقب نشینی نكنید.
2- هرگز دست به دزدی نزنید.
3- هرگز به زناكاری آلوده نگردید.
4-هرگز فعل حرام انجام ندهید.
5- هرگز به فحشا و فساد گرایش نداشته باشید.
6- به ناحق هیچ كس را نزنید.
7- به زراندوزی و جمع كردن طلا مبادرت نكنید.
8- به جمع كردن نقره مشغول نشوید.
9- گندم را احتكار نكنید.
10- هرگز جو را احتكار نكنید.
11- هیچ مسجدی را خراب نكنید.
12- هرگز شهادت باطل ندهید.
13- هرگز از مؤمنین بدگویی نكنید.
14- هرگز ربا نخورید.
15- در سختی ها بردبار باشید.
16- بر هیچ خداپرستی لعنت نفرستید.
17- هرگز شراب نخورید.
18- هرگز لباس زربافت (بافته شده از تار و پود طلا) نپوشید.
19- هرگز پارچه ابریشمی را به روی خود نیندازند.
20- لباسی كه از دیباج «پارچه ابریشمی رنگ شده» دوخته شده است را نپوشید.
21- دشمن شكست خورده در حال فرار را تعقیب نكنید و نكشید.
22- هیچ خون ناحقی را نریزید.
23- با هیچ مسلمانی به حیله و نیرنگ برخورد نكنید.
24- حتی بر كفار هم تجاوز و ستم نكنید.
25- با منافقان به تجاوز و ستم برخورد نكنید.
26- هرگز لباس دوخته شده از ابریشم بر تن نكنید.
27- در زندگی ساده زیست باشید و خاك، فرش زندگی شما باشد.
28- از فساد و فحشا همواره بیزاری بجویید.
29- امر به معروف را سرلوحه زندگی خویش قرار دهید.
30- همواره نهی از منكر كنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ظهور

با تولد ولىّ خدا بهترین بركات بهره مردم مى‌گردد، زیرا او خیرُ أهلِ الأرض (1) است و اثر وجودى بهترین انسان زمین تمام زمین و ساكنانش را بهره‌مند مى‌سازد. ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه و آخرین حجّت الهى كه خیر اهل الارض زمان ماست، در سحرگاه نیمه شعبان سال ”255”(ه ‍ . ق) چشم به جهان گشودند و این شب مبارك كه میلاد موفور السرور آن حضرت است، احتمال دارد شب قدر نیز باشد، همان‌گونه كه به برخى اعمال لیالى قدر در این شب نیز سفارش گردیده است. ”(2)” نیمه شعبان، شب مباركى است كه در فضائل شباهت بسیارى به لیالى قدر دارد و همان‌گونه كه در برترى شب‌هاى قدر فرموده‌اند كه " فَإِنَّهَا لَیْلَةٌ آلَى اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا یَرُدَّ سَائِلًا لَهُ فِیهَا مَا لَمْ یَسْأَلْ مَعْصِیَة . (3)  در فضیلت شب نیمه شعبان نیز نبى مكرم اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود كه خداوند در شب نیمه شعبان به اندازه موى گوسفندان قبیله بنى كلب بندگانش را مى‌آمرزد: یَغْفِرُ اللَّهُ لَیْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ مِنْ خَلْقِهِ بِقَدْرِ شَعْرِ مِعْزَى بَنِی كَلْبٍ (4) و این سخن، كنایه از فراوانى آمرزیده شدگان در آن شب مبارك است.

كلام نورانى دیگرى از امام صادق علیه السّلام نشان مى‌دهد نیمه شعبان نیز در حدّ خویش، شب قدر و واجد یكى از درجات تقدیر امور است. ایشان در برابرى این سنت با لیالى مباركه قدر فرمود: إِنَّهَا اللَّیْلَةُ الَّتِی جَعَلَهَا اللَّهُ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ بِإِزَاءِ مَا جَعَلَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ لِنَبِیِّنَا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ”(5)”؛ همان‌طور كه خداوند به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم شب قدر مرحمت فرمود، به ما اهل بیت نیز نیمه شعبان را عطا كرد.

امام باقر علیه السّلام در پاسخ پرسشى درباره فضیلت شب نیمه شعبان فرمود كه با فضیلت‌ترین شب پس از لیلة القدر شب نیمه شعبان است كه خداوند در این شب فضل خویش را بر بندگانش ارزانى مى‌دارد و با منّ و كرم خود آنان را مى‌آمرزد، پس براى نزدیكى به خداى سبحان در این شب بكوشید چون خداوند سوگند یاد كرده است كه هیچ سائلى را-تا وقتى كه امر ناپسند و گناهى نخواسته است-محروم نگرداند: هِیَ أَفْضَلُ لَیْلَةٍ بَعْدَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ فِیهَا یَمْنَحُ اللَّهُ تَعَالَى الْعِبَادَ فَضْلَهُ وَ یَغْفِرُ لَهُمْ بِمَنِّهِ فَاجْتَهِدُوا فِی الْقُرْبَةِ إِلَى اللَّهِ (تعالى) فِیهَا، فَإِنَّهَا لَیْلَةٌ آلَى اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا یَرُدَّ سَائِلًا لَهُ فِیهَا مَا لَمْ یَسْأَلْ مَعْصِیَة وَ  . . . فَاجْتَهِدُوا فِی الدُّعَاءِ وَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ (عزّ و جلّ). ”(6)” پیامبر گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نیز شب نیمه شعبان به عایشه فرمود كه در نیمه شعبان اجل‌ها نوشته و ارزاق قسمت مى‌گردد و خداى عزّ و جلّ در این شب بیش از موهاى بزهاى قبیله بنى كلب، بندگانش را مى‌آمرزد و فرشتگان را به آسمان دنیا و از آنجا به زمین نازل مى‌كند و در این نزول ابتدا در مكه فرود مى‌آیند: أَمَا تَعْلَمِینَ أَیَّ لَیْلَةٍ هَذِهِ ؟ إنّ هَذِهِ اللَّیلةُ لَیْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ؛ فِیهَا یُكْتَبُ آجَالُ وَ فِیهَا تُقَسَّمُ أَرْزَاقُ وَ إِنَّ اللَّهَ (عزّ و جلّ) لَیَغْفِرُ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ مِنْ خَلْقِهِ أَكْثَرَ مِنْ عَدَدِ شَعْرِ مِعْزَى كَلْبٍ وَ یُنْزِلُ اللَّهُ  (عزّ و جلّ)مَلَائِكَتَهُ إِلَی السَّمَاءِ الدُّنیا و إِلَى الْأَرْضِ بِمَكَّةَ (7)

میلاد ولىّ معصومى كه كون جامع و معادل قرآن مجید است، حقیقت او و نبوّت یا امامت او مستلزم شب قدر شدن خواهد بود. و بر همین اساس آنچه درباره حضرت صدیقه كبرى، فاطمه زهرا علیها السّلام و نیز درباره میلاد حضرت خاتم الاولیاء عجل اللّه تعالى فرجه مبنى بر تطابق حقیقت آن ذوات مبارك با لیلة القدر یا معرفى میلاد آنان به‌عنوان شب قدر مطرح مى‌گردد، از سنخ تمثیل است نه تعیین

راز همتایى لیله میلاد امام زمان (عج) با شب قدر

انسان كامل معصوم-كه مصادیق منحصر آن عترت طاهره‌اند-عدل و همتاى قرآن حكیم است و براساس حدیث متواتر ثقلین به هیچ‌وجه از یكدیگر جدایى نمى‌پذیرند. قرآن تجلّى كتاب تدوینى خدا و انسان كامل معصوم تجلّى كتاب تكوینى اوست. همان‌طور كه با نزول قرآن در ظرف زمانى معیّن، آن ظرف معهود، قدر یافته و شب قدر مى‌شود، با تجلّى امام معصوم و تنزلش از مخزن غیب الهى در ظرف زمان معیّن، آن ظرف شخصى قدر پیدا مى‌كند و شب قدر مى‌شود، زیرا هرچند ممكن است زمان و زمین به واسطه صدورشان از منبع غیب الهى حظّى از قداست داشته باشند؛ امّا آنچه مایه شرافت زمان است همانا متزمّن و آنچه مایه فخر مكان است همانا متمكّن است.

برطبق این بیان جامع، میلاد ولىّ معصومى كه كون جامع و معادل قرآن مجید است، حقیقت او و نبوّت یا امامت او مستلزم شب قدر شدن خواهد بود. و بر همین اساس آنچه درباره حضرت صدیقه كبرى، فاطمه زهرا علیها السّلام و نیز درباره میلاد حضرت خاتم الاولیاء عجل اللّه تعالى فرجه مبنى بر تطابق حقیقت آن ذوات مبارك با لیلة القدر یا معرفى میلاد آنان به‌عنوان شب قدر مطرح مى‌گردد، از سنخ تمثیل است نه تعیین، همچنان كه در دعاى شب مبعث رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم سخن از جریان تجلى اعظم به میان مى‌آید:

امام باقر علیه السّلام در پاسخ پرسشى درباره فضیلت شب نیمه شعبان فرمود كه با فضیلت‌ترین شب پس از لیلة القدر شب نیمه شعبان است كه خداوند در این شب فضل خویش را بر بندگانش ارزانى مى‌دارد و با منّ و كرم خود آنان را مى‌آمرزد، پس براى نزدیكى به خداى سبحان در این شب بكوشید چون خداوند سوگند یاد كرده است كه هیچ سائلى را-تا وقتى كه امر ناپسند و گناهى نخواسته است-محروم نگرداند

اللّهمّ إنّی أسئلك بالتجلّی الأعظم فی هذه اللیلة من الشّهر المعظّم و المرسل المكرّم. ”(8)”

روایات معصومان علیهم السّلام نیز گویاى تبیین پیوند ناگسستنى قرآن و عترت‌اند و همسو با حدیث ثقلین، گواه جدایى ناپذیرى این دو حقیقت و احكام آن‌ها از یكدیگرند.

همین پیوستگى در مقام معرفت نیز جریان دارد. ائمّه علیهم السّلام براى معرفى خود از قرآن كمك مى‌گیرند و براى شناساندن قرآن از حقیقت خودشان سخن مى‌گویند، زیرا هیچ یك را بى‌دیگرى نمى‌توان شناخت.

از آنجا كه حضرت خاتم الاوصیاء حجة بن الحسن المهدى عجل اللّه تعالى فرجه عصاره فضائل اهل بیت وحى علیهم السّلام بلكه تمام انسان‌هاى كامل است، ظرف زمانى تجلّى او از مخزن غیب الهى در نشئه ملك در میان سایر ایام مبارك و موالید حجج الهى علیهم السّلام برجستگى خاص و ویژه‌اى یافته است كه در پرتو آن همطراز لیالى قدر، بلكه شبى از شب‌هاى محتمل قدر به شمار مى‌آید.

گویا در عصر ما كه زمان ولایت آن آخرین ولىّ معصوم است، مقدرات عالم در مراتبى رقم مى‌خورد كه از شب میلاد آن حضرت در نیمه شعبان آغاز گردیده و در شب‌هاى ماه مبارك رمضان یكى پس از دیگرى تثبیت مى‌شود.

 

پی نوشت:

1)  الكافى، ج 1، ص467 ؛ من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 177

2)  ر. ك: اقبال الاعمال، ص 214

3)  الامالى، طوسى، ص 297 ؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 106

4)  فضائل الأشهر الثلاثه؛ ص 61؛ بحار الانوار، ج 94، ص 86

5)  الامالى، طوسى، ص 297؛ مصباح المتهجد، ص762؛ بحار الانوار، ج94 ، ص 85

6)  الامالى، طوسى، ص297

7)  فضائل الأشهر الثلاثه، ص 62؛ بحار الانوار، ج 94ٹ، ص 89

8)  البلد الامین، ص 183






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمکران

شغل من رانندگى است و سى سال است كه در این كار هستم. تمام این مدّت با ماشین سنگین در بیابان ها رفت و آمد مى كردم.

یك روز صبح هرچه كردم، نتوانستم از رختخواب بلند شوم. اوّل فكر كردم كه پاهایم خواب رفته است، امّا بعد متوجه شدم كه زانوهایم مثل چوب خشك شده است. همان موقع اوّلین كسى را كه صدا زدم، امام زمان علیه السلام بود. بدون هیچ اختیار و كنترلى توى رختخواب افتادم.

بچه ها اطرافم جمع شدند و مضطربانه علت را از من مى پرسیدند، امّا من فقط مى گفتم: «نمى دانم . . . نمى دانم».

حدود 18 روز در منزل بسترى بودم و درد مى كشیدم. پیش هر دكترى كه به فكرمان مى رسید، رفتیم. در نهایت وقتى از همه جا مأیوس شدیم به امام زمان و چهارده معصوم علیهم السلام متوسّل شدم. بالاخره بعد از مراجعه به یكى از دكترها قرار شد كه پایم را عمل كنند. چند روز بعد كه غروب شب نیمه شعبان بود، بى اختیار اشكم جارى شد و به همسرم گفتم: «امشب عید است، چراغ ها را روشن كن!»

كلیدهاى ایوان را هم خودم روشن كردم و چهار دست و پا به رختخواب برگشتم. آن شب، شب عجیبى بود; حال خاصّى داشتم. اشك از حصار چشمانم رها مى شد و روى سینه ام مى ریخت. تنها امیدم امام زمان علیه السلام بود. در خیالم كبوتر دل شكسته ام را به طرف جمكران پرواز دادم و پشت در سبز رنگ مسجد ایستادم و از بین شبكه هاى در به گنبد و گلدسته مسجد خیره شدم و با خودم زمزمه مى كردم.

صبح، دخترم آمد و با حالتى بغض آلود گفت: «بابا! دیشب كه تولّد امام زمان علیه السلام بود، خواب دیدم دكترى آمد و خواست پاهاى تو را مالش دهد. یك مرتبه آقا سیّدى جلو آمد و گفت كه بگذارید من پایش را بمالم» و همان طور كه گریه مى كرد، ادامه داد:

«بابا! به دلم یقین شده است كه باید به جمكران برویم. من نذر كرده ام براى حضرت آش بپزیم».

گفتم: «عزیزم! من خودم براى امام زاده سیّد على نذر كرده ام».

ناگهان سراسیمه از خواب پریدم و شروع به دویدن كردم. درِ مسجد را گم كرده بودم. محكم به دیوار برخورد كردم. وقتى درِ خروجى را نشانم دادند، چنان با عجله حركت مى كردم كه چند مرتبه زمین خوردم و بلند شدم. اصلا احساس درد نمى كردم. به حمد خدا و با عنایت امام زمان علیه السلام شفا گرفتم و الآن هیچ گونه مشكلى ندارم

سرانجام با اصرار دختر و دیگر بچه هایم راضى شدیم تا به مسجد مقدّس جمكران برویم و در آن جا نذرمان را ادا كنیم. وسایل لازم را تهیه كردیم. من در حالى كه خوابیده بودم، كمى از سبزى ها را پاك مى كردم.

گفتم مرا به حمام ببرند. چون مى خواستم با بدن پاك وارد مسجد شوم. صبح كه مى خواستم بلند شوم تا به طرف جمكران حركت كنیم، درد پاهایم بیش تر شد; طورى كه اصلاً نمى توانستم از جا بلند شوم. فریادى از درد كشیدم و گفتم:

«یا صاحب الزمان! من مى آیم، امّا اگر خوبم نكنى، بر نمى گردم!»

وقتى از ماشین پیاده شدیم، همسرم تا وسط حیاط مسجد دستم را گرفت. به او گفتم: «مرا رها كنید و بروید نذرى را آماده كنید!»

وارد مسجد شدم. جاى خالى نبود. تمام مسجد مملوّ از نمازگزار بود. خودم را با هر سختى كه بود كنار ستونى رساندم. همان جا روى زمین افتادم و از درد پا ناله مى كردم. گفتم: «یا امام زمان! شفایم را از تو مى خواهم».

از شدت خستگى و درد خوابیدم. در عالم رۆیا دیدم كسى تكانم مى دهد و مى گوید یك قرآن بردار و به سر و صورت و سینه ات بگذار. اطاعت كردم. بعد قرآن را زیر بغل گذاشتم.

كسانى كه اطرافم بودند، مى گفتند: آن موقع كه در خواب بودى، پاهایت را به زمین مى كوبیدى.

حدود 18 روز در منزل بسترى بودم و درد مى كشیدم. پیش هر دكترى كه به فكرمان مى رسید، رفتیم. در نهایت وقتى از همه جا مأیوس شدیم به امام زمان و چهارده معصوم علیهم السلام متوسّل شدم. بالاخره بعد از مراجعه به یكى از دكترها قرار شد كه پایم را عمل كنند. چند روز بعد كه غروب شب نیمه شعبان بود، بى اختیار اشكم جارى شد و به همسرم گفتم: «امشب عید است، چراغ ها را روشن كن!»

ناگهان سراسیمه از خواب پریدم و شروع به دویدن كردم. درِ مسجد را گم كرده بودم. محكم به دیوار برخورد كردم. وقتى درِ خروجى را نشانم دادند، چنان با عجله حركت مى كردم كه چند مرتبه زمین خوردم و بلند شدم. اصلا احساس درد نمى كردم. به حمد خدا و با عنایت امام زمان علیه السلام شفا گرفتم و الآن هیچ گونه مشكلى ندارم (1).

دكتر توانانیا، پزشك دارالشفاى حضرت مهدى علیه السلام درباره شفاى برادر ح .ن با دكتر سعید اعتمادى تماس گرفت و نتیجه را چنین اعلام كرد:

در تاریخ 5/9/78 ساعت 25/1 با دكتر سعید اعتمادى تماس حاصل شد و وقوع معجزه و ابعاد پزشكى آن با ایشان در میان گذاشته شد. همچنین از ایشان خواستیم تا از نزدیك شخص مورد نظر را معاینه كند و نظریه كارشناسى خود را بیان نماید. ایشان هم این گونه ابراز داشت كه بعد از معاینه بیمار و مشاهده «ام .ار .آى» و از بین رفتن همه نشانه هاى واضح دیسكوپاتى، نتیجه گرفته مى شود كه این مورد، یك معجزه كاملا واقعى و غیر قابل انكار است.

 

پی نوشت:

(1) دفتر ثبت كرامات مسجد مقدس جمكران، شماره 322، آذر ماه 78.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امام زمان

در جامعه امروزی كه زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است و ما به عنوان انسان هایی قلمداد می شویم كه به اصطلاح منتظر ظهور آقا و ولی نعمتمان هستیم؛ متاسفانه همه چیز است غیر از انتظار.....

همه وقتی نام امام زمان را می شنوند در ظاهر آهی كشیده، و می گویند كاش می آمد و همین و بس!

اما آیا تا بحال هیچكداممان به این اندیشیده ایم كه واقعا منتظر واقعی كیست و آیا ما صلاحیت نام منتظر صاحب الزمان را داریم؟!

جند لحظه ای جدا از فكر به امور و مشغله های مادی مان بیایید با هم  بنشینیم و شرایط یك منتظر را بخوانیم و در عین صداقت قلبی تاملی كنیم كه آیا اینگونه ایم... و بعد خودمان پاسخ این پرسش را بدهیم كه آیا ما هم منتظریم!!

و اما... .

منتظر باید در زمینه ى روحى  آمادگى بالایى داشته باشد تا در برابر حوادث و مصیبت ها از كوره در نرود و بتواند بار سنگین رسالت و آگاهى هاى عظیم را به دوش بگیرد. در واقع ، ظرفیت وجودى انسان را در كنار گرفتارى ها مقاوم مى سازد و همین است كه مى بینیم وقتى منتظر دعا مى كند،

 معرفت و شناخت را مى خواهد:

اللهم عرفنى نفسك .... .

خدایا! خودت را به من بشناسان .

و ثبات قدم را مى خواهد: ثبتنى على دینك .

كم توقعى و صبر را مى خواهد: صبّر نى على ذلك .(1)

منتظر باید از آن چنان روحیه اى برخودار شود كه همراه رنج ها و سختى ها، راحتى ها را داشته باشد؛ زیرا كه در زمان غیبت ، مردم مورد سخت ترین امتحانات قرار مى گیرند و زیر و رو مى شوند. چنان چه امام باقر علیه السّلام در پاسخ یكى از یاران كه پرسید: فرج شما چه وقت است ؟ فرمودند:

هیهات، هیهات لا تكون فرجنا حتى تغربلوا ثم تغربلوا - یقولها ثلاثا - حتى یذهب الكدر و یبقى الصفور(2)

هیهات، فرج ما نرسد تا غربال شوید، باز هم غربال شوید و باز هم غربال شوید تا این كه كدورت ها برود و صافى و صفا بماند.

ایجاد روحیه ، امر مهمى است كه در دوره ى انتظار باید حاصل شود.

منتظر باید عملش در زمان و مكان مناسب انجام گیرد، چون درست است كه توّابین خون هاى خود را در راه امام حسین علیه السّلام دادند اما اگر این خون ها در روز تاسوعا به حسین مى رسید شاید عاشورایى پیش نمى آمد؛ زیرا: سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ

اما شرایط بعدی اینكه: منتظر باید طرح و نقشه داشته باشد و با توجه به طرح و نقشه ى سازندگى ، خود دنبال مصالح و لوازمى باشد كه قبلا طرح و برنامه ى آن را كشیده است .

انسانى كه منتظر است و خودش را میوه ى هستى مى بیند و آدمى كه در او همت هاى بلند شكل مى گیرد و مسۆولیت هاى بزرگ پذیرفته مى شود، نمى تواند فقر و جهل و فسق و شرك و كفر را تحمل كند. او در خود و در اجتماع ، در پى این ارزش هاى بالاتر مى گردد و براى این ارزش هاى مقدس مجبور است كه طرحى بریزد.

ویژگی دیگر منتظر این است كه هیچ گاه بن بستى ندارد؛ چون اگر در مقام عمل دچار شك شود، اصول عملیه برای او در این گونه موارد راه گشاست و این از بزرگ ترین نعمت هایى است كه در نظام اصول اسلامى به ما ارزانى شده و از آن غافلیم چون جایگاه آن را نمى دانیم و فقط در احكام از آن استفاده مى كنیم .

از كتاب و میزان كه بگذریم در مرحله ى عمل باید به آفات عمل نیز توجه شود؛ چون مۆمن منتظر، ممكن است در مرحله ى عمل با آفت هایى مواجه شود و تمام آن چه را كه به دست آورده هم چون شیطان یك جا از دست بدهد.

منتظر در مرحله ى آمادگى عملى براى این كه از آفات عمل مصون بماند، همواره به نكات زیر نیز توجه دارد:

1) مبناى عملش جوّ و روح جمعى و چشم و هم چشمى نباشد، بلكه شهادت و دیدار آتش و بهشت كه باشد. مۆمن شغل من الجنة و النار امام (3) مى بیند هر كلمه ى او و هر حركت او یا به آتش و یا به بهشت راه دارد؛ با این شناخت مشغول مى شود و از آفت توقع مزد و سپاس از دیگران رها مى شود و تا حد ایثار حركت مى كند و تازه خود را بدهكار هم مى داند.

منتظر باید از آن چنان روحیه اى برخودار شود كه همراه رنج ها و سختى ها، راحتى ها را داشته باشد؛ زیرا كه در زمان غیبت ، مردم مورد سخت ترین امتحانات قرار مى گیرند و زیر و رو مى شوند

2) منتظر باید عمل را جدا از حجم و مقدارش با توانایى خود بسنجد، نه با دارایى ها؛ زیرا: لیس للانسان الا ما سعى (4) با شناخت خصلت هاى عمل یعنى سعى از زیاد شمردن كارهاى خوب و كم دیدن كارهاى شر رهایى مى یابیم ؛ زیرا خیرى كه زیادش ‍ مى بینى ، عقیم مى ماند و شرّى كه اندكش مى شمارى ، مى زاید. باید به عكس رفتار كرد تا خیرها زیاد شوند و شرها عقیم بمانند)5)

3) منتظر باید عملش در زمان و مكان مناسب انجام گیرد، چون درست است كه توّابین خون هاى خود را در راه امام حسین علیه السّلام دادند اما اگر این خون ها در روز تاسوعا به حسین مى رسید شاید عاشورایى پیش نمى آمد؛ زیرا: سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ (6)

4) منتظر باید از افراط و تفریط برحذر ماند و از سنت جدا نشود؛ زیرا: لا نیة الا باصابة السنة (7)

5) منتظر باید جهت و هدف عملش را مشخص كند؛ زیرا: من ابدى صفحته للحق هلك (8)كسى كه رو در روى حق حركت كند، هلاك مى شود.

6) و در نهایت منتظر باید به ظاهر عمل مغرور نشود كه ارزش عمل متناسب با نیت هاست ؛ زیرا: حاسبوها قبل اءن تحاسبوا(9)گفته اند، نه حاسبوا اعمالكم ؛ یعنى نیت هاى خود را محاسبه كنید.

آری باید گفت: آن كس كه در انتظار است ، آماده مى شود تا نقطه ضعف هاى خودش ‍ را پر كند و مانع ها را بشناسد و نقطه ضعف هایش را بیابد آنگاه بشود آن منتظری كه مورد نظر حضرت ولیعصر عج الله تعالی فرجه الشریف است.(10)

 

پی نوشت:

1-مفاتیح الجنان ، دعاى غیبت امام زمان (عج )

2-اثباة الهداة ، ج 7، ص 24.

3- نهج البلاغه ، خطبه 16، سطر7.

4- نجم ، 32.

5 - و استقلال الخیر و ان كثر من قولى و فعلى و استكثار الشر و ان قلّ من قولى و فعلى ). مفاتیح الجنان ، دعاى مكارم الاخلاق .

6-  آل عمران ، 133.

7-تحف العقول ، ص 43.

8- نهج البلاغه ، خطبه 16، سطر 6.

9- نهج البلاغه ، خطبه 90، سطر 8.

10- فصلنامه ى تخصصى مطالعات ویژه امام مهدى (عج)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


انتظار

آرزوها و آمال انسان ها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد، کمال و تعالی آن هاست. تا آن جا که برخی می گویند: بگو چه آرزویی داری تا بگویم کیستی. آرزوهای بلند، متعالی و ارزشمند حکایت از کمال روح و رشد شخصیت انسان ها و بلندای همت آن ها می کند. به عکس، آرزوهای خرد، حقیر و بی ارزش نشان از بی همتی و رشد نیافتگی افراد دارد.

آرزو انسان را به حرکت وا می دارد و به طور طبیعی هر چه همت، بلندتر و آرزو ارزشمند تر باشد حرکت و تلاش انسان نیز از ارزش بیشتری برخوردار خواهد بود.

امام علی (علیه السلام) در همین زمینه می فرماید:

قَدْرُ الرَّجُلِ‏ عَلَى‏ قَدْرِ هِمَّتِهِ (1)

ارزش مرد به اندازه همت اوست.

و در جای دیگر می فرماید:

قِیمَةُ كُلِ‏ امْرِئٍ‏ مَا یُحْسِنُه‏ (2)

مرد را آن بهاست که در دیده اش زیباست.

انسان همواره طالب رسیدن به مراتب بالاتر و دست یافتن به قله های پیشرفت و ترقی است و این در همه انسان ها با تفاوت هایی در سطح کمال مورد نظر و تلاش و جدیتی که برای رسیدن به کمال مطلوب صورت می گیرد وجود دارد. ناگفته نماند که این امید به آینده و انتظار تحقق فردای بهتر، خود ریشه در یک ویژگی فطری دارد و آن کمال جویی انسان است.

تعالیم ادیان الهی و به ویژه دین مبین اسلام، دقیقا بر گرایش های درونی انسان ها تکیه دارد و اهداف و برنامه های آن ها بر اساس همین گرایش های درونی و فطری سامان یافته است و در این میان نقش دین تنها جهت دهی، توسعه و تعمیق این گرایش هاست.

تعالیم ادیان الهی و به ویژه دین مبین اسلام، دقیقا بر گرایش های درونی انسان ها تکیه دارد و اهداف و برنامه های آن ها بر اساس همین گرایش های درونی و فطری سامان یافته است و در این میان نقش دین تنها جهت دهی، توسعه و تعمیق این گرایش هاست

در این معنا مکتب اسلام تلاش کرده است که از یک سو با فضیلت بخشیدن به انتظار گشایش و امید به آینده و نکوهش یاس، نا امیدی و دلسردی و دلمردگی، روحیه تلاش و تکاپوی سازنده را در افراد جامعه اسلامی زنده نگه دارد و از سوی دیگر با جهت دهی توسعه و تعمیق این گرایش های فطری آرزوی نهایی انسان را حاکمیت نهایی دین خدا و مذهب اهل بیت (علیهم السلام) بر سراسر جهان و استقرار حکومت صالحان و مستضعفان در سراسر گیتی قرار می دهد. یعنی آرزویی که از ابتدای تاریخ تا کنون و در زمان هیچ پیامبری محقق نشده است. قطعا چنین آرزوی بلندی از ارزش و فضیلتی وصف ناپذیر برخوردار است. البته به شرط آن که منتظر به تناسب آرزوی بلند خود از تلاش و کوشش برای تحقق هر چه زودتر این آرزو کوتاهی نکند.

بنابراین به نظر می رسد که امید به آینده و انتظار فرج به دو معنا در آموزه های اسلام به کار رفته است:

انتظار به معنای عام

شاید بتوان گفت بسیاری از روایاتی که در آن ها به فضیلت انتظار فرج به طور کلی و بدون ذکر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقویت روحیه امید به آینده و مقابله با حالت نا امیدی و بدبینی نسبت به آینده نظر داشته اند، که از آن جمله می توان به این روایات اشاره کرد:

دعا

از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که:

أَفْضَلُ‏ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَج‏ (3)

برترین عبادت ها انتظار فرج است.

و همچنین می فرمایند:

أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَج‏ (4)

برترین جهاد امت من انتظار فرج است.

از حضرت علی (علیه السلام) نیز ضمن روایت مفصلی نقل شده است:

انْتَظَرُوا الْفَرَجَ‏ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ‏ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَج‏ (5)

منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید. بدرستی که خوشایندترین اعمال نزد خداوند صاحب عزت و جلال، انتظار فرج است.

ایشان همچنین در بخش دیگری از این روایت می فرماید:

أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ فَرَجِ‏ اللَّه عزوجل (6)

برترین کارهای انسان انتظار گشایش از سوی خداست.

امام صادق نیز در ضمن سفارش های خود به ابوحنیفه می فرمایند:

و افضل الاعمال انتظار الفرج من الله (7)

برترین کارها انتظار گشایش از سوی خداست.

اهتمام اسلام به این معنای عام از انتظار و امید به آینده تا بدان حد بوده که از یک سو امید به فرارسیدن گشایش از سوی خداوند در زمره برترین اعمال برشمرده شده و از سوی دیگر یاس و نا امیدی از رحمت خداوند از جمله گناهان کبیره به شمار آمده است.

منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید. بدرستی که خوشایندترین اعمال نزد خداوند صاحب عزت و جلال، انتظار فرج است

قرآن کریم ناامیدی از رحمت خدا را از ویزگی های کافران برشمرده و از زبان حضرت یعقوب چنین نقل می کند:

یَا بَنىِ‏ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَ أَخِیهِ وَ لَا تیأسوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ  إِنَّهُ لَا ییأس مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُون (8)

پسرانم! بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مایوس نشوید، که تنها گروه کافران از رحمت خدا مایوس می شوند.

 

انتظار به معنای خاص

دین مبین اسلام با توجه به این که امید به آینده و انتظار یک گرایش فطری و جوهره زندگی انسان هاست تلاش نموده که این گرایش را از یک سو توسعه و از سوی دیگر تعمیق بخشد.

به این بیان که دین مبین اسلام به همه انسان ها می گوید: اولا شما فقط منتظر بهبود وضع زندگی خود و اطرافیانتان نباشد و تنها سعادت نزدیکان خود را طلب نکنید، بلکه این انتظار را نسبت به همه افراد جامعه گسترش دهید و چشم انتظار روزی باشید که رفاه، سعادت، عدالت و معنویت نه تنها در شهر و دیار شما بلکه در همه جهان گسترده شود.

ثانیا، انتظار شما نباید تنها متوجه امور ظاهری، سطحی و محدود زندگی گردد. شما باید انتظارتان را تعمیق بخشید و چشم به راه آینده ای باشید که حقیقت مطلق، عدالت مطلق و معنویت مطلق در جهان حاکم شود.

در این معنا انتظار تنها به ظهور مردی تعلق می گیرد که اگر بیاید نهایت خوبی ها برای همه انسان ها در سراسر جهان فراهم خواهد شد. این انتظار به همان اندازه فضیلت و برتری دارد که تحقق متعلق آن.

 

پی نوشت:

1)      نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، باب گزیده سخنان حکمت آمیز امیرمۆمنان (علیه السلام)، ش 47، ص 369

2)      همان، ش 81، ص 373

3)      محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص 287،ح2

4)      ابو محمد الحسن بن علی بن الحسین بن شعبه الحرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص 37

5)      محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 123، ح 7

6)      همان، ص 99

7)      همان، ج 57، ص 208، ح77

8)      سوره یوسف، آیه 87





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
انتظار

وظیفه ما در زمان غیبت مانند وظیفه در زمان حضور امام معصوم (علیه السلام) است. گرچه آن حضرت از نظر ما غایب است، اما به ما اشراف و آگاهی دارد و بر اعمال و رفتار ما ناظر است.

بنابراین، تمام وظایفی که قرآن مجید و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) برای یک فرد مسلمان تعیین و بیان فرموده اند در زمان غیبت نیز متوجه ما است که البته همه این وظایف را می توان در یک جمله خلاصه کرد و گفت بزرگ ترین وظیفه شیعیان در عصر غیبت انتظار فرج و ظهور دولت جهانی حضرت مهدی (عج) است.

اما با عنایت به این که انتظار فرج یک شعار نیست، بلکه یک فرهنگ است و مجموعه ای از وظایف و تکالیف است که باید عملی شود تا یک فرد، منتظر حقیقی مولا و امام خود باشد. ما در این جا به طور خلاصه به بخشی از آنها اشاره می کنیم:

 

هدیه برای امام زمان (علیه السلام)

از جمله وظایف شیعیان آن است كه هدایایی به محضر امام زمانشان تقدیم دارند . منظور از هدایا، هدایای مادی نیست كه مثلاُ برای امام یك دست لباس بخرند ، بلكه مقصود از هدیه اعمال صالحه است از قبیل : قرائت قرآن . حج، طواف، زیارت قبور ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از آن حضرت و سرانجام هر كار خیری كه از انسان سر زند می تواند آن را به محضر امام هدیه كند.

 

‌توبه

گرچه توبه در هر عصر و زمانی ممدوح و مورد توجه و لازم بوده است، ولی در عصر غیبت اهتمام به آن دلیل اینكه از جمله اسباب غیبت حضرت گناهان ماست، مورد توجه یشتر قرار گرفته است و اساساً اگر میخواهیم امام زمان ظهور كند باید از گناه و ‌آلودگی پاك باشیم. زیرا با ظهور امام گنه كاران از میان برداشته می شوند، چون آلودگان نمی توانند در اطراف امام جمع شوند، بلكه در مقابل امام قرار می گیرند.

 

رعایت ادب

به این معنا كه شیعیان، حضرت مهدی علیه السلام را به نام صدا نزنند، بلكه با القاب شریفه، مانند حجت، قائم، مهدی، صاحب الزمان و امثال آن خطاب كنند .

 

‌اظهار علاقه

یكی از وظایف نه تنها علاقه شدید و محبت قوی نسبت به آن حضرت است، بلكه اظهار علاقه و شوق دیدار لازم است .

سردمداران باید طوری عمل كنند كه جامعه از هر جهت (عقیدتی ، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، نظامی و اقتصادی ) آماده ظهور حضرت و تشكیل حكومت واحد جهانی و اجرای فرامین دینی به طور كامل باشد. این چیزی است كه در حدیثی از پیامبر اكرم (صل الله علیه و اله) در مورد ملل شرق به آن اشاره شده است، چنانكه فرمود: مردمی از مشرق زمین قیام می كنند و زمینه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) را فراهم می سازند

‌ذكر فضایل ومناقب

یكی از وظایف این است كه انسان در هر جا و به هر مناسبتی كه سخنی از امام زمان به میان آورده می شود، از فضایل، مناقب، معجزات، كرامات و آثار وجودی او بگوییم.

 

‌اظهار حزن

یك شیعه شیفته، دائم از فراق مولایش در غم و اندوه به سر می برد ، به گونه ای كه وقتی با او ملاقات كنی او را به طوری بیابی كه چیزی را از دست داده و محزون است . وقتی از او سوال شود كه چرا ناراحتی . به گونه ای بفهماند كه چگونه ناراحت نباشد عبدی كه مولایش از او روی گردان است .

 

شركت در جلسات آن حضرت

انسان وقتی به كسی علاقه مند باشد دلش می خواهد در همه جا و از همه كس سخن نغز و دلپذیر از محبوبش بشنود و هر جا سخن ازمحبوبش باشد شركت كرده و گوش فرا دهد ، لذا بر یك شیعه امام عصر لازم است هر جا جلسه ای تشكیل می شود كه سخن از فضایل و مناقب آن حضرت گفته می شود ، حضور یابد و از فضایل امامش بشنود .

 

‌تشكیل جلسات

نه تنها در جلساتی كه دیگران تشكیل می دهند شركت كند ، بلكه خود نیز اقدام به تشكیل جلسات برای آن حضرت نماید و از خطبا و گویندگان برای بحث در مورد آن حضرت و ذكر فضائل و مناقبش دعوت كند .

گرچه توبه درهر عصر و زمانی ممدوح و مورد توجه و لازم بوده است ، ولی در عصر غیبت اهتمام به آن دلیل اینكه از جمله اسباب غیبت حضرت گناهان ماست، مورد توجه یشتر قرار گرفته است و اساساً اگر میخواهیم امام زمان ظهور كند باید از گناه و‌آلودگی پاك باشیم. زیرا با ظهور امام گنه كاران از میان برداشته می شوند، چون آلودگان نمی توانند در اطراف امام جمع شوند، بلكه درمقابل امام قرار می گیرند

ایجاد زمینه برای آمدن امام زمان (علیه السلام)

منظور از ایجاد زمینه صرفاً آمادگی شخصی نیست كه هر فردی موظف باشد خود را در بعد عقیدتی، اخلاقی و عملی آماده سازد، بلكه مقصود آن است كه افراد صالح و ذی نفوذ، مانند مراجع تقلید و دانشمندان، خطیبان و صاحبان قلم، دست به یك اقدام اصلاحی در جامعه بزنند و مردم را با تبلیغات از خطر دشمنان آگاه كرده و به آثار وجودی امام زمان و بیان زندگی سعادتمندانه و شرافتمندانه در عصر ظهور توجه دهند و آنها را مهیا و آماده سازند و به تعبیر نظامی در آماده باش كامل نگه دارند، چرا كه هر ساعت امام زمان (علیه السلام) ظهور كرد آنان آماده باشند یعنی سردمداران باید طوری عمل كنند كه جامعه از هر جهت (عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و اقتصادی ) آماده ظهور حضرت و تشكیل حكومت واحد جهانی و اجرای فرامین دینی به طور كامل باشد. این چیزی است كه در حدیثی از پیامبر اكرم (صل الله علیه و اله) در مورد ملل شرق به آن اشاره شده است، چنانكه فرمود: مردمی از مشرق زمین قیام می كنند و زمینه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) را فراهم می سازند .

البته منظور این نیست كه قبل از ظهور حضرت، مردم آنچنان صالح شوند كه دیگر گرد هیچ گناه و خلافی نگردند تا گفته شود كه دیگر چه نیازی به آمدن حضرت است . بلكه ممكن است مردمی از لحاظ دینی یك زندگی صالح نداشته باشند ولی از لحاظ فكری و جهات دیگر آمادگی برای پذیرش یك حكوكت صالح را داشته باشند. مثل اینكه مردم ایران در طول مدت 15 سال تبعیدی امام خمینی آمادگی پذیرش حكومت اسلامی و فرامین او را پیدا كردند. و امام آمد در حالی كه قبلاً در بین این مردم بود .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic